صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢ - حساسيت وضعيت كنونى ايران
دولتهاى نيمه مرده را نگه دارند و اين رژيم سلطنتى و اين قضايا.
رژيم سلطنتى، خلاف عقل و قانون
اصلًا رژيم سلطنتى از اول خلاف عقل بوده. خلاف قانون، خلاف قانون اساسى است «رژيم سلطنتى»! در قانون اساسى، در حقوق بشر، اين است كه هر ملتى بايد خودش سرنوشت خودش را تعيين كند يعنى ما الآن خودمان بايد سرنوشت خودمان را تعيين كنيم. ما حق نداريم سرنوشت اعقابمان را تعيين كنيم. اعقاب ما بعد مىآيند؛ خودشان سرنوشتى دارند، به دست خودشان بايد باشد، نه به دست من و شما.
«رژيم سلطنتى» اگر معنايش اين باشد كه يك سلطان خودش باشد و ملت تعيينش كند، اين رژيم سلطنتى نيست؛ اين يك سلطانى است كه مردم تعيينش كردهاند كه شاه [باشد]. اما اگر مردم ما- فرض كنيم كه- تعيين بكنند سلطان را و اعقاب او را، آقا سرنوشت خود شما با شماست؛ سلطان را سلطان كرديد، چون خودتان بوديد. بسيار خوب، شما چه حقى داريد كه اعقاب يك كسى را كه براى يك كس ديگر مىخواهد سلطنت بكند شما تعيين مىكنيد؟ چه حقى دارند پدرهاى ما كه سرنوشت ما را تعيين بكنند؟ رژيم سلطنتى خلاف قانون اساسى است، خلاف حقوق بشر است لهذا نبايد باشد. رژيم سلطنتى فاسد است همهاش. حالا فرضاً كه خيلى عادل هم باشد لكن خلاف حقوق بشر است. وضع مملكت ما تا حالا يك چيز مخلوط درهمى است كه معلوم نيست اسمش چيست. اصلًا معلوم نيست اسم اين چه است. ما مملكت را «مشروطه» اسمش را بگذاريم، مشروطه كه اين نيست، ديكتاتورى است. اما رژيم نيست ديكتاتورى.
حساسيت وضعيت كنونى ايران
من به شما آقايان عرض بكنم و به همه ملت ايران عرض بكنم كه امروز مملكت ما در يك موضع حساسى وارد شده است كه اين ملت بين مَوْت و حيات است؛ يا بايد تا آخر اسير باشيم و احكام دين و اسلام دستخوش مَفْسده جوها باشد، يا حالا پيروزى را به دست بياوريم. امر داير بين اين دوتاست. هر فرد از افراد ملت كه در اين امر شركت نكند