صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٣ - ريشه كن نشدن استعمار
اگر طبيبهاى ايرانى بيايند، اختلال پيدا مىكند در امريكا! اين طور نيست كه اينهايى كه رفتند و تحصيل كردند و يا در همين جا تحصيل مىكنند، اينها كمتر از آنها باشند. نخير، اينها هم همان طور هستند. اينها هم مثل آنها يا بهتر از آنها هستند. ما در آنجا- فرانسه- هم كه بوديم گاهى مثلًا گرفتارى پيدا مىكرديم، اطبا را مىديديم خيلى از آنها چيزى كه فوق العاده باشد من كه نفهميدم! و اشخاصى هم كه رفتند باز با همان حالِ مرض برگشتند. اينجا جوابشان دادند رفتند آنجا، آنجا هم همين حال بوده است. اين براى اين است كه اينها جديت كردند در اين سالهاى طولانى كه ما را تهى كنند از مغز خودمان. يعنى ما را همچو غربزده كنند كه چيزهايى هم كه پيش خودمان بهتر است به [آن] سوء ظن پيدا كنيم، و عقيدهمان اين باشد كه نه اين طور خوب نيست؛ خوب است كه آن طور باشد. حال آنكه مسأله اين طور نيست و همچو نيست كه آنها در اين مسائل عقلى يا در مسائل طبى خيلى جلو باشند. خوب، بله هستند اما نه اين طورى كه ما توهّم مىكنيم.
نمونهاى از بركات نهضت
بنا بر اين، يكى از بركاتى كه در اين نهضت هست اين است كه ماها را با هم مواجه كرده است. ما از هم دور بوديم؛ و اين هم باز دست اجانب بود كه ماها را از هم دور كرده بود. با اينكه ما با شما همكاريم: ما طبيب روحانى هستيم، شما طبيب جسمانى- همه طبيب انسان هستيم. ما بايد با هم متصل باشيم؛ مثل يك بدن كه روح دارد و جسم دارد، روحانيين و اطبا هم يك بدن هستند كه يكى آن جنبه است يكى اين جنبه است لكن مع الأسف ما تا حالا يك همچو اجتماعى را- غير از اين آخرى كه در تهران هم البته اطبا مىآمدند- اين اجتماعات را ما قبلًا نداشتيم؛ نه با شما نداشتيم، با دانشگاهيها هم نداشتيم، با قضات هم نداشتيم، با وكلا هم نداشتيم. يكى از بركات اين نهضت اين است كه ما مواجه حالا مىشويم با شماها و حرفهايمان را با هم مىزنيم.
ريشه كن نشدن استعمار
ما مىخواهيم كه اين ايران ما- كه- تا كنون زير دست و پاى اجانب بوده و همه مخازن