صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧ - كنار زدن روحانيت از سياست و پيامدهاى آن
بدهد، بعد از چند سال ممكن است كشاورزى ما به حال اولش برگردد. بازار درست كردند براى امريكا. گندمهايش را او بايد يا بسوزاند يا به دريا بريزد؛ مىدهد و پول مىگيرد! مىدهد ارز مىگيرد. بازار درست كردند. شما الآن هيچ نداريد. تمام زراعت ايران را مىگويند براى سى روز يا سى و يك روز كافى است! ايرانى كه يك استانش مثل آذربايجان، مثل خراسان، مىتوانست تمام قُوت ايران را متكفل بشود، باقى آن مىبايست صادر بشود، حالا ما براى سى روز يا سى و سه روز! باقىاش از كجا؟ از اسرائيل، از امريكا، از جاهاى ديگر. اين خرابى كه به مملكت ما وارد شد به دست اين آدم ظالم [شد] كه نوشت من آمدهام خدمت به وطنم بكنم! كتاب مأموريت براى وطنم! من گفتم صحيح مىگويد! مأمور است كه خدمت به وطنش بكند، يعنى وطنش را از همه چيز ساقط كند! اين «مأموريت» داشت كه ساقط كند اين وطن را از همه چيز. نيروى معنوى را از بين برد. نيروى جوانهاى ما كه بالاترين [لطمه] و صدمهاى كه بر اين مملكت خورده، نيروى جوانهاست كه فاسد شد. يا طرف مشروبخانهها اينها را كشاندند، يا طرف سينماها اينها را كشاندند، يا تو اين بيابانها بردند و مراكز فساد برايشان درست كردند و ترويج كردند. يك جوان سالم براى ما نگذاشتند آقا. بالاترين ضررى كه به اين مملكت خورد اين بود كه نيروى انسانىاش رفت. حالا بايد از سر اين نيرو پيدا بشود. «خدمت» به وطن كرد! خدمت به وطن! زراعتش را بكلى از بين برد، فرهنگ را بكلى از بين برد و ساقط كرد. اگر ما فرهنگ داشتيم كه اين بازى سرمان در نمىآمد. اگر ما رجال فرهنگى داشتيم، رجال مستقل است؟ ... فرهنگْ مستقل بايد باشد؛ مگر مىگذارند اينها؟ مگر سازمان امنيت مىگذاشت كه اين كارها درست بشود؟
كنار زدن روحانيت از سياست و پيامدهاى آن
اقتصادمان را از بين بردند. اگر مهلت بهش داده بود اين ملت، نفت شما را بعد از ده- پانزده سال تمامش كرده بود ... رفت سراغ كارش! عوض نفت چى دادند؟ اسلحه دادند! چه اسلحهاى؟ اسلحههاى مدرنى كه كارشناسهاى ايرانى نمىتوانند بفهمند چه