صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٨ - الهى بودن انقلاب اسلامى
پاريس بوديم اين مسائل را تقريباً حل كرديم؛ و اين مصاحبات و نوشتهها و اينها مسائل را بر مملكتهاى خارج، ملتهاى خارج، روشن كرد. كم كم به واسطه همين مسائل و به واسطه قدرتى كه خداوند بر ملت ايران عطا فرمود، با قدرت ايمان و وحدت كلمه قيام كردند. و تقريباً يك سال بعد از اينكه از ١٥ خرداد يك قتل عامهايى شد و آنچه شد، و ما به تركيه و به عراق تبعيد شديم، تقريباً يك قدرى غفلت حاصل شد؛ لكن عواملى پيدا شد كه در يك سال- قبل از يك سال و نيم تقريباً- اين عوامل باعث شد كه ايران به حركت آمد. و دنبال اين حركت بود كه ما از عراق شروع كرديم؛ و بعد آمديم و رفتيم فرانسه و از آنجا تعقيب كرديم. تمام مسائل كه واقع شد ما مرهون منتِ- بعد از خداى تبارك و تعالى- اين ملت ايران، و خصوصاً طبقه مستمندان، نه طبقه اشراف و اعيان و بالا دستها، ما مرهون آنها هستيم. آنهايى كه زن و مرد، صغير و كبير، در هر وقت كه اقتضا مىكرد در خيابانها مىريختند و هيچ در مقابل مسلسلها ابا نداشتند؛ سينهها را باز مىكردند و مىگفتند: بزن. بايد بگويم كه گوشت و خون غلبه كرد بر تانك و مسلسل. و اين قدرت خداى تبارك و تعالى بود.
الهى بودن انقلاب اسلامى
من وقتى كه مطالعه از وضعيت ايران و گسترش اين مسئله واحد، مطلب واحد كه يك دولتِ اسلامىِ حق مىخواهيم، وقتى كه من از گسترش اين در همه بلاد، از تهران تا آخرين مرز، مرزهاى ايران در هر طرف، در هر ده، در هر قريه، من مطالعه اين را مىكردم، اميدوار شدم كه مسأله يك مسئله الهى است نه يك مسئله بشرى. بشر نمىتواند، با هر چه باشد، هر قدرت بيانى داشته باشد، نمىتواند اين طور نفوذ بكند كه از اين بچهاى كه تازه زبان باز كرده است تا آن پيرمردى كه در مريضخانه خوابيده همه يك مطلب بگويند؛ همه فرياد بزنند در خيابانها، شب و روز فرياد بزنند، كه ما استقلال و آزادى مىخواهيم، رژيم سلطنتى نمىخواهيم و جمهورى اسلامى مىخواهيم. من اميدوار شدم از اين گسترش كه اين مسأله، مسئله الهى است و خداى تبارك و تعالى در اين مسأله پشتيبان است و پيروز خواهيم شد.