صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٦ - تحريف اسلام واقعى
فقه، تهذيب و مبارزه
شمايى كه الآن جوان هستيد مىتوانيد خودتان را تهذيب كنيد؛ اگر پير شديد، ضعيف مىشويد نمىتوانيد. الآن قواى شما قوى است و شيطان در شما ضعيف. وقتى سن شما زياد شد، قواى شما ضعيف مىشود و شيطان در شما قوى. آن وقت ديگر نمىتوانيد، شكست مىخوريد. الآن بايد خودتان را تهذيب كنيد. حوزههاى علميه بايد خودشان را تهذيب كنند. در خلال تهذيب، هر كارى كه هست تعقيب كنند از عِلميات. ما فقاهت لازم داريم. اگر فقيهى از بين برود، اسلام از بين مىرود. ما فقيه لازم داريم، بايد دنبال فقه باشيم. در عين حالى كه دنبال فقه هستيد، همان طورى كه ائمه- عليهم السلام- بودند، حضرت امير- سلام اللَّه عليه- بود، در عين حالى كه نمازش آن طورى بود، در عين حالى كه عبادتش آن طور بود، شمشيرش هم آن طور بود؛ در عين حالى كه بسط علم و توحيد مىكرد و مثلِ نهج البلاغه را گذاشت براى ما، در عين حال جنگ مىكرد، در عين حال شمشير مىكشيد؛ در عين حال كه زاهد بود، در عين حال قوى و قدرتمند بود؛ جنگجو بود. اينها با هم بايد باشند.
تحريف اسلام واقعى
اسلام همه چيز است ... يكى از بدترين چيزى كه اجانب در بين مردم و در بين خود ما القا كردند، اين است كه اسلام براى اين است كه ما همان عبادت بكنيم. چنانكه مذهب مسيح را هم مسخ كردند؛ مذهب مسيح مسخ شد. مسيح هر گز نمىشود كه دعوتش اين باشد كه فقط عبادت بكنيد، ظَلَمه را بگذاريد به كار خودشان! اين نمىشود؛ نبى نمىتواند اين طور باشد. مسخ شده است اينها. اينها اسلام را در نظر ما، در نظر جاهلين مسخ كردند؛ اسلام را به صورت ديگر نشان دادند. و اين از كيدهايى بود كه با نقشهها پياده شده است؛ و ما خودمان هم باور كرديم «آخوند را به سياست چه»! اين حرفْ حرفِ استعمار است: آخوند را به سياست چه؟! «
ساسَةُ العباد»
[١] در دعاى جامعه،
[١] متوليان سياست بندگان.