صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦ - تعيين دولت با پشتيبانى ملت
عمر پيدا كرده بود، عمر سلطنتى پيدا كرده بود، مخازن نفت ما را تمام كرده بود، زراعتمان را هم كه تمام كرده، اين ملت بكلى ساقط شده بود و بايد عملگى كند براى اغيار. ما كه فرياد مىكنيم از دست اين، براى اين است. خونهاى جوانهاى ما براى اين جهات ريخته شده؛ براى اينكه آزادى مىخواهيم ما. ما پنجاه سال است كه در اختناق به سر برديم. نه مطبوعات داشتيم، نه راديو صحيح داشتيم، نه تلويزيون صحيح داشتيم؛ نه خطيب مىتوانست حرف بزند، نه اهل منبر مىتوانستند حرف بزنند، نه امام جماعت مىتوانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد؛ نه هيچ يك از اقشار ملت كارشان را مىتوانستند ادامه بدهند. و در زمان ايشان هم همين اختناق به طريق بالاتر باقى است و باقى بود. و الآن هم باز نيمه حشاشه [١] او كه باقى است، نيمه حشاشه اين اختناق هم باقى است. ما مىگوييم كه خود آن آدم، دولت آن آدم، مجلس آن آدم- تمام اينها غير قانونى است و اگر ادامه به اين بدهند، اينها مجرمند و بايد محاكمه بشوند، و ما آنها را محاكمه مىكنيم.
تعيين دولت با پشتيبانى ملت
من دولت تعيين مىكنم! من تو دهن اين دولت مىزنم! من دولت تعيين مىكنم! من به پشتيبانى اين ملت دولت تعيين مىكنم! من به واسطه اينكه ملت مرا قبول دارد [٢] ... اين آقا [٣] كه خودش هم خودش را قبول ندارد! رفقايش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد؛ فقط امريكا از اين پشتيبانى كرده و فرستاده، به ارتش دستور داده كه از اين پشتيبانى بكنيد؛ انگليس هم از اين پشتيبانى كرده و گفته است كه بايد از اين پشتيبانى بكنيد. يك نفر آدمى كه نه ملت قبولش دارد، نه هيچ يك از طبقات ملت از هر جا بگوييد قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند كه مىآورند توى
[١] پَرِ كاه؛ بقيه روح در شخص بيمار. در اينجا منظور دولت بختيار است.
[٢] ابراز احساسات شديد مردم موجب شد كه سخنان امام قطع شود.
[٣] بختيار.