صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨ - موهبت الهى به ستمگر و خيانتكار؟!
حالا هم بعد از اينكه اين آدم اين حرف را زد و قبلش هم همين طور حكومت آشتى درست كرد- «دولت آشتى»- دولت آشتى او همان بود كه اين قدر جمعيت و جوانهاى ما را به خون و خاك كشيدند [با] اين «آشتى» آنها، حالا هم يكى ديگر را آوردند توى كار. نه او آورده، امريكاست آقا! همه بدبختى ما از اين امريكا و شوروى و انگلستان است. حالا هم يكى ديگر را روى كار آوردند [١] كه با حربه «مليت»، با حربه «آزاديخواهى»، همان «آزاديخواهى» كه خود آن مردك گفت «آزادزنان و آزادمردان»، همان «آزادى» را مىخواهند بدهند! همان آزادى كه مىگفت من آزادى دادم به ملت؛ در صورتى كه پشتش مسلسل بود و توپ بود و تانك بود.
موهبت الهى به ستمگر و خيانتكار؟!
آقا دولتى كه منشعب مىشود، منشأش عبارت از يك شاهى است كه مخلوع است، يك شاهى است كه خائن است، يك شاهى است كه پسر رضا شاه است كه مجلس مؤسسانِ سرنيزهاىِ فرمايشى درست كرد- اين را كه ما يادمان هست ديگر [كه] مجلس مؤسسانى كه درست كرد، با سرنيزه مجلس مؤسسان را درست كرد- وقتى با سرنيزه مجلس مؤسسان درست مىشود، اين مجلسِ مؤسسانْ قانونى است؟
اين يك دليل بر اينكه اين مرد سلطنتش قانونى نيست. و اما دليل ديگرش بر اينكه قانونى نيست اين است كه به حسَب قانون اساسى، سلطنت يك «موهبتى است الهى»- حرف مفتى است كه حالا من نقل مىكنم، حرف مزخرفى است- يك موهبتى است الهى كه ملت مىدهند به شخص «اعليحضرت». اگر «موهبت الهى» است، ملت مىدهد يعنى چه؟! چطور ممكن است كه يك موهبت الهى به يك ظالم خدا موهبت بكند؟! چطور امكان دارد كه خدا يك كسى [را] كه فوجها از مسلمانها را از بين برده، اين همه خيانت به اسلام و مسلمين كرده، خداى تبارك و تعالى او را تأييدش كند؟! «موهبت» به او بكند؟! عنايت به او داشته باشد؟!
[١] شاپور بختيار