صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٧ - اسلام دين سياست و معنويت
رانديم. شما در وقتى آمديد كه ما بحمد اللَّه جمهورى اسلامى را به رأى عمومى رسانديم. شما در وقتى آمديد كه ملت ما، به اكثريت قريب به اتفاق، رأى به جمهوريت اسلامى دادند؛ و از آن پيرمردهاى هشتاد ساله، معلولين، اشخاصى كه در بيمارستانها بودند، اشخاصى كه با چرخ مىآوردند آنها را پاى صندوق، همه و همه رأى دادند بر جمهوريت اسلام. اين نبود جز اينكه ملت ما اسلام را براى خودش يك پايگاه آزادى و استقلال مىداند؛ و لهذا با عشق و علاقه ... رأى دادند. و در دنيا سابقه ندارد چنان رفراندمى كه تمام اقشار ملت با عشق و علاقه به آن رأى بدهند. شما در وقتى وارد شديد به مملكت ما كه آثار آن ديكتاتوريها مرتفع شده است؛ اگر در آن وقت آمده بوديد چيزهاى عجيب مىديديد و الآن كه آمدهايد- در امان- بين برادرهاى خودتان آمدهايد و هيچ كس به شما تعرض نمىكند. در آن زمان امكان نداشت كه شما پيش من بياييد يا اين برادرهاى ديگر پيش من بيايند؛ امكان نداشت كه يك اجتماعى ما داشته باشيم، امكان نداشت كه بتوانيم صداى خودمان را درآوريم، شكايت خودمان را به عالم برسانيم و لهذا ما در خارج از مملكت خودمان، شكايتهاى خودمان را به عالم رسانديم. ما در پاريس- در صورتى كه من ميل نداشتم در آنجا باشم لكن حوادث طورى شد كه در پاريس ما مسائل خودمان را به تمام عالم رسانديم و زير پاى اينها را سست كرديم. شما در وقتى آمديد كه ما بحمد اللَّه به پيروزى رسيديم و اعلام كرديم جمهوريت اسلام را.
اسلام دين سياست و معنويت
در جمهوريت اسلام تمام آزاديها هست. اسلام براى نجات بشر آمده است؛ چنانكه حضرت مسيح براى نجات بشر آمده بود، و ساير انبيا براى نجات بشر آمده بودند. اسلام علاوه بر اينكه بشر را در روحيات غنى مىكند، در ماديات [هم] غنى مىكند. اسلام دين سياست است قبل از اينكه دين معنويات باشد. اسلام همان طورى كه به معنويات نظر دارد و همان طورى كه به روحيات نظر دارد و تربيت دينى مىكند و تربيت نفسانى مىكند و تهذيب نفس مىكند، همان طور [هم] به ماديات نظر دارد و مردم را تربيت