صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٠ - دعوت مردم به شكيبايى
«اصلاحاتى كه اينها به خيال خودشان كردند، عالماً عامداً فاسد كردند نه اينكه اشتباه كردند. آن مردك آمد گفت من اشتباه كردم! [١] لكن تعمد كرد در امور؛ اين طور نبود كه اشتباه باشد. عالمِ عامد بود در خراب كردن اين مملكت: كشاورزى را عالمِ عامد بود كه به صورت «اصلاحات ارضى» به فساد بكشاند؛ «مأمور» بود براى اينكه مملكت ما را بازار قرار بدهد براى ديگران، و ما بايد از ديگران وارد كنيم و ما بازار آنها باشيم. اگر چنانچه اين مرد نبود مملكت خودمان براى خودمان كافى بود لكن اين مرد- يا نامرد- به واسطه آن نوكرى [اى] كه داشت، «مأموريت» ى كه براى وطنش داشت- مأمورش كرده بودند بيايد و اين وطن را از بين ببرد و برد و رفت منتها همه چيزهاى ما را برداشت و رفت- كشاورزى ما به اين حال رسيده است. و تبليغات لازم است؛ يعنى اشخاصى كه در رأس واقع هستند، اشخاصى كه مردم از آنها اطاعت مىكنند و مردم را هدايت مىكنند، اينها بايد مردم را وادار كنند به اينكه كشاورزى را از سر بگيرند و كشاورزى را به صورت اول ان شاء اللَّه يا بهتر درآورند. لكن نبايد توقع داشت كه همين امروز كه اين بساط برچيده شد، همان فردا همه كارها مطابق دلخواه همه مردم [بشود]؛ هيچ امكان ندارد اين معنا. و لهذا اين مراجعات كثيرى كه الآن مىشود كه هر كدام يك توقعاتى دارند، [از] اين رو است كه هر كس فكر مىكند حال خودش را؛ متوجه نيست كه مصادف با چه مصيبتى هستند؛ الآن دولت با چه چيز مصادف است؛ الآن دولت در هر جا كه دست مىگذارد خرابى است و براى آبادى آن محتاج به يك صرف وقتى است، صرف مخارجى است؛ كه همه اينها لنگ است.
دعوت مردم به شكيبايى
بايد شما مردم را هدايت كنيد كه آقا شماها پنجاه و چند سال است كه زير زجر بوديد و تحمل كرديد؛ چند سال است كه تحمل شما تمام شد و بحمد اللَّه به قدرت الهى برچيده شد اوضاع؛ حال بايد چند سال هم صبر بكنيد كه بتدريج اين كارها درست بشود. يك
[١] محمد رضا پهلوى، در پيام ١٥ آبان ١٣٥٧.