صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٩ - توطئه جدايى مردم از روحانيت
است! و اين براى اين بود كه مىخواستند كه مذهب را در نظر مردم و در نظر روشنفكرها نازل كنند، و از دست بدهند اينها اعتصام به مذهب را. در صورتى كه كسى كه به تاريخ انبيا توجه بكند، مىبيند كه انبيا از تودهها درآمدند و حمله كردند به قدرتمندها. از بين همين تودهها. حضرت موسى يك شبانى بود با يك عصا، از همين تودهها، بر ضد فرعون قيام كرد تا آنجا كه رساند. پيغمبر خودمان كه تاريخش نزديك است، و همه آقايان لا بد مىدانند، اين يك شخصى بود كه از همين تودهها و جمعيتها بود و با همينها بود؛ و از بدو بعثت تا آخر با قدرتمندها و باغدارها و مُكنَت دارها و سرمايه دارها هميشه در جدال بود. پيغمبرها از اين تودهها بودند و قدرتمندها را مىترساندند، نه از قدرتمندها بودند براى اينكه تودهها را [خام] بكنند. اين يك مطلبى است كه واضح است لكن دست تبليغات اجانب خيلى قوى است.
توطئه جدايى مردم از روحانيت
از آن طرف ديدند كه خوب بين خود اقشار ملت، اگر اينها با هم متحد باشند، باز هم آن منافعى كه مىخواهيم ببريم نمىتوانيم ببريم؛ بين اقشار اين ملت ما اختلاف بيندازيم. اول متوجه شدند به روحانيت. در زمان رضا خان- اگر كسى يادش باشد، آقايان هر كدام يادشان باشد- همچو روحانيت را كوبيدند كه ديگر نه خطيبى براى ما گذاشتند نه امام جماعتى، تمام را كوبيدند. نه مجلسى، مجلس خطابهاى براى ما ماند. و در بين ملت آن طور اينها را ذليل كردند كه حتى شوفرها ملاها را به اتومبيلها گاهى نمىنشاندند، مىگفتند نمىنشانيمت در اتومبيل! ملا را نمىنشانيم در اتومبيل. تضعيف كردند روحانيت را. از يك طرف اختلاف بين احزاب درست كردند؛ و اين هم يك راه اختلافى شد كه اينها به سرِ هم زدند، و اين هم يك بساطى شد. دانشگاهى را با دانشگاههاى ما [١] از هم جدا كردند. آنها اينها را يكجور طرد مىكردند، اينها آنها را يكجور طرد مىكردند. و اينها كه تفصيلش زياد است و من هم حالم مقتضى نيست. خود
[١] حوزههاى علميه.