صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩ - مجازات دولتِ غير قانونى
از اين هم كه شما صرفِ نظر بكنيد، [و باور كنيد كه سلطنت] موهبتى است الهى، ملت داده است به يك كسى؛ اين ملت است كه داريد مىبينيد مىگويد نه، تمام شد! اين ملت اول كه نداده بود، خوب حالا مىگوييم داد. از اول كه ملت اصلًا اينها را نمىخواستند؛ رضا شاه با زور سرنيزه آمد و با زور سرنيزه مجلس مؤسسان درست كرد و با زور سرنيزه مجلس درست مىكرد. كى مجلس مجلسِ ما بود؟ همين مردك [١] گفت كه اين مجلسهايى كه درست كردند اينها، از سفارتخانهها مىآوردند و ليستش را مىدادند! منتها حالا ديگر نه، اين طور نيست! حالا ديگر مملكت خيلى قدرتمند شده! ديگر اين طور هم نيست! خودش را مسخره مىكند. اين مجلسى كه ما الآن داريم- مجلس «شورا» و مجلس «سنا»- يكى از اين وكلا بيايند ادعا كنند كه من وكيل ملتم تا ما دستشان را بگيريم ببريم توى آن ملتى كه اين وكيلش است، از ملت بپرسيم كه آقا اين وكيل شماست؟ اينها را نمىشناسند ملت! اين وكيل محمد رضا خان است! محمد رضا خان هم سفارت به او گفته اينها را تعيين كن. يك همچو مجلسى كه شاهش، او كه رسميت ندارد، مجلسش، اينكه رسميت ندارد، دولتش ديگر چه مىشود؟! دولتى كه از شاه غير رسمى و از مجلسِ غير رسمى مىآيد! همين مجلسى است كه خود اين آقا [٢] تا چند روز پيش از اين، كه به وزارت نرسيده بود و به صدارت نرسيده بود، مىگفت غير قانونى است اين، از «حزب رستاخيز» است و غير قانونى است، چرا بگوييم حالا قانونى شده؟!
مجازات دولتِ غير قانونى
اگر آدمى در رأس دولتى واقع بشود به غيرِ قانون، اين مجازات دارد. اگر وكيلى بدون اينكه مردم او را تعيين كرده باشند در مجلس برود و رأى بدهد و رَتْق و فَتْق امور را بخواهد كند، اين مجازات دارد؛ اينها بايد مجازات بشوند. همه بساط ايران اين طورى بوده، آن طورى هستش. حالا، حالا هم كه خود آن مردك رفته، يك حشاشهاى مانده اينجا، باز همين حرفها و همين مزخرفات را مىزنند. حالا ديگر مىخواهند ما را بازى
[١] شاه.
[٢] شاپور بختيار.