صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤١ - نيروى ايمان مردم منشأ فروپاشى كاخها
شما آقايان همين زمان اين [شاه] را. و شايد اخيرْ زمانِ او را بعضىتان مطلع شديد و ديديد چه كردند اينها با ما. او را انگليسها آوردند و مأمور كردند، اين را متفقين- به حَسَب آن طورى كه خودش در كتاب نوشت و بعد شنيدم كه آن جمله را برداشتند [١]- خودش در كتاب نوشت كه متفقين كه آمدند اينجا، صلاح ديدند كه من باشم! «مأموريت» براى وطن داشت! راست مىگويد اما مأموريت داشت كه اين وطن را به شكست برساند، به عقب برگرداند. مأموريت داشت كه اقتصاد ما را فلج كند. مأموريت داشت كه دانشگاههاى ما را نگذارد عمل بكنند. مأموريت داشت كه زراعت ما را و كشاورزى ما را بكلى ساقط كند. مأموريتها را هم خوب انجام داد! مأموريت داشت كه همه خزاين ما و مخازن ما را به رايگان بلكه بدتر از رايگان- آنكه به امريكا داد نه اينكه رايگان بود بلكه عوضش پايگاه براى آنها درست كرد! نفت داد و پايگاه براى خود امريكايىها در ايران عوض نفت درست كرد- يعنى هم عوض به جيب آنها رفت، هم مُعوَّض به جيب آنها رفت؛ مأموريت را خوب انجام داد! آنها هم خيلى پشتيبانيها را كردند [٢] چه تهديدها كردند؛ چيزها گفتند.
نيروى ايمان مردم منشأ فروپاشى كاخها
لكن ملت بحمد اللَّه ايستاد و با اينكه هيچ دستش نبود، قوّت ايمان داشت. يعنى يك نهضت اسلامى بود؛ همه با اسم اسلام جلو مىرفتند. چون با اسم اسلام بود و با ايمان به خدا بود، بر همه قدرتهاى بزرگ، ابرقدرتها غلبه كردند و آن دستگاه بزرگ را فرو ريختند. با دست خالى توپها و تانكها و همه را شكست دادند و كاخها را فرو ريختند. و حالا او را امريكايىها هم قبولش ندارند! آن رفيق شفيقش- ملك حسن [٣]- هم مىگويد كه من اين را به عنوان يك آدم عادى مىپذيرم. ملك حسينش [٤] هم مثل ملك حسنش!
[١] مأموريت براى وطنم.
[٢] در اصل: گفتند.
[٣] شاه مراكش.
[٤] شاه اردن.