صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٤ - گفتگو با جمعى از دانشگاهيان پيرامون دولت موقت و ارتش
امام: بله كه هست.
[نماينده دانشگاهيان: عرض كنم كه مسئله دوم راجع به ارتش است. اين ارتش همه مىدانيم طورى ساخته شده بود كه نظام شاهنشاهى را حفظ بكند، نه براى دفاع از مردم]
امام: قبل از اينكه شما بفرماييد، اين هم حل شد! همين امروز آقاى قرنى [١] را من فرستادم آمد اينجا. آقاى يزدى [٢] هم آمد اينجا؛ كه او از دولت باشد، او هم كه رئيس [ستاد]. بنا بر اين شد كه در همين هفته اين طبقه اول [ارتش] را، از سرلشكر به بالا را بيندازند دور. اين پايينىها بيايند مشغول كار بشوند. اگر بگوييد كه ما ارتش نمىخواهيم- كه همچه چيزى نمىگوييد- ما ارتش مىخواهيم، ما ژاندارمرى مىخواهيم، ارتش مىخواهيم، شهربانى مىخواهيم؛ همه اينها را مىخواهيم. ما بايد اين طبقه اول، امرا و- نمىدانم- اينهايى كه با فساد آمدهاند روى كار و خودشان هم اكثراً- البته همه نه، اما اكثراً- فاسدند، اينها را درجاتشان را كنار بگذاريم، بازنشستهشان بكنيم. و بعد بياييم سراغ اين پايينىها؛ پايينىها را يك سر و صورتى بدهيم. تا بعد برويم سراغ افراد ببينيم افراد چطوريند. اين الحمد للَّه حل شد.
[نماينده دانشگاهيان: حاج آقا معذرت مىخواهم، از سرهنگ به بالا را تا شاه يكى يكى اينها را نمىشناخته و كثافتكاريشان با خيانتشان مشخص نمىشده، اصلًا به آنها درجه نمىداده]
امام: عرض مىكنم مسائل قضايى يك مسائل شرعى است. مسائل قضايى يك مسائلى است كه با- مثلًا- عصبانيت، با دشمنى، با بدبينى، با اينها نمىشود. يك مسائل قضايى است كه ان شاء اللَّه يك دادگاه قضايى، همين امشب شايد يا فردا تأييد بشود براى محاكمه اينها. اينها بايد روى موازين درست بشود. من فرض كنيد با يك كسى بد هستم، قاضى نمىتواند به اينكه شما با او بد هستيد ترتيب اثر بدهد. آن روى موازين شرعى است كه هر كس ثابت شد آدم كشته مىكشندش؛ هر كه ثابت شد كه دزدى كرده [مال] دزدى را از او مىگيرند، تعزيرش مىكنند حدش مىزنند؛ هر كه ثابت شد كه فلان كار بد
[١] آقاى ولى اللَّه قرنى، اولين رئيس ستاد ارتش پس از پيروزى انقلاب.
[٢] آقاى ابراهيم يزدى، معاون نخست وزير دولت موقت در امور انقلاب.