صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٥ - گفتگو با جمعى از دانشگاهيان پيرامون دولت موقت و ارتش
را كرده درستش مىكنند. ان شاء اللَّه اين هم الآن در دست اجراست.
[نماينده دانشگاهيان: حاج آقا مسئله خيلى مهم در ارتش اين است كه ارتش با سيستم كنونى كه وجود دارد، يعنى آن روابط و ضوابطى كه بين افراد مختلفش هست، ديگر هيچ جنبه اسلامى ندارد و نمىتواند برقرار بماند]
امام: اين طور نيست كه اشخاص نباشند، اشخاص مُسْلم نباشند؛ اشخاص درجات پايين ديگر به آن فساد نيستند كه آن بالاييها بودند. فسادْ هر چى بود مال آن طبقات اول بود. اين طبقه پايين آن فساد را ندارد. الآن نمىشود آقا ما بگوييم كه ارتش برود ... ما [بايد] اين ارتش را به يك صورت نگهش داريم. آن طبقه اول را بيرون كنيم. طبقات اول، از سرلشكر به بالا بيرون بروند؛ و بعد اين طبقات پايين را يك سازمانى به آنها بدهند. بعد برويم سراغ افراد ببينيم اگر يك فرد غير صالح است كنار بزنيم، فرد صالح جايش بگذاريم. اين مسئلهاى نيست كه حلش بزودى [باشد]؛ مثلًا همين امشب مثلًا شاه رفته، فردا همه كارهاى ما درست بشود! همه كارها را خراب كردهاند و رفتند. حالا شما بايد اين خرابيها را آبادش كنيد.
[نماينده دانشگاهيان: نظرتان در مورد اينكه ما يك ارتشى ملى را سازمان بدهيم چيست؟ به جاى اينكه اين ارتش را بياييم زحمت بكشيم باز بودجه برايش بگذاريم؟]
امام: اين تدريج مىخواهد؛ عرض مىكنم تدريج مىخواهد آقا. اين نمىشود الآن ما بگوييم ارتشى كه نظام ديده و نظم ديده كنار برود، ارتشى بىنظام مىخواهيم! نمىشود اين، بايد بتدريج بشود. بايد [نيروى مردمى] درست نظام پيدا بكند، بعد تبديل بشود آن ارتش به اين ارتش. اما همين طورى نمىشود اين كار را كرد.
[نماينده دانشگاهيان: حاج آقا نظام بر مبناى ترس.]
امام: آقا! من خواهش مىكنم از شماها كه آن تندى جوانىتان را يك قدرى كنار بگذاريد ... من خودم هم جوان بودم! يك توقعاتى جوانها دارند كه اين توقعات از باب آن انرژى كه در آنها هست، از باب آن قدرتى كه در آنها هست، مىخواهند همه مسائل يك شبه حل بشود. اين طور نيست مسائل. مسائلْ اشكال دار است، مشكل است الآن. الآن