صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣١ - نقشه ممانعت از حركت به سوى ايران
آنها مىخواهند من را آنجا نگه دارند، و از اينجا توطئهها را تقويت كنند به طورى كه ديگر هيچ نتوانيم كارى كنيم. من اعلام كردم كه خواهم رفت. آنها بستند فرودگاهها را. همه فرودگاهها را بستند. ما صبر كرديم گفتيم كه وقتى فرودگاه باز شد مىرويم؛ باز بستند. باز گفتيم وقتى باز شد مىرويم. آنها ديدند كه خوب، بالاخره نمىشود تا آخر بسته باشد؛ ارعاب كردند. از اين كارها. ما آمديم. و وقتى كه وارد شديم- البته مرهون عواطف ملت ايران هستيم كه از همه اطراف و اكناف آمده بودند و البته ... بسيارى هم رفته بودند. به واسطه اينكه ... لكن خود مردم تهران بودند. اينجا باز مبتلا شديم به يك حرفهايى كه بين ما و دولت كه آمديم ... ما اعتنايى نكرديم به حرفهايشان و نخستوزيرى خودمان تعيين كرديم، گفتيم كه ما به واسطه ولايت شرعيه و به واسطه اينكه ملت به ما رأى داده است، ما شما را نخست وزير مىكنيم. دولت گفت كه ما اين نخست وزير را توقيف مىكنيم. [گفتيم] خوب بكنيد، يكى ديگر مىآيد! بعد باز ارعابهايى، چيزهايى شروع شد. ما امر كرديم كه وزرا [را] به وزارتخانهها راه ندهند و اتْباع وزارتخانهها هم اين را قبول كردند و راه نمىدادند. حتى تعبير رئيس دولت اين بود كه تا اين به طور شوخى، اين نخستوزيرى به طور شوخى است، ما كارى نداريم. اول گفته بود توقيف مىكنيم؛ حالا يك خرده عقبتر رفت و گفت تا شوخى است ما حرفى نداريم، لكن اگر جدى بشود چه خواهيم كرد [١] ما كم كم گفتيم جدى بشود! امر منتهى شد به اينكه آن آدمى كه مىگفت كه توقيف مىكنيم و چه خواهيم كرد به واسطه خوى بيابانى كه داشت. اين خوى بيابانى بود كه در شاپور بختيار بود و من هم اين خوى بيابانى را مىدانستم، كه ما با اينها ديرى است كه سوابق داريم امر منتهى شد به اينكه ايشان جناياتى كرد، كشتارى كرد. امر به كشتارى كرد به حَسَب اقرار خودش كه در روزنامهها منعكس مىشد، كه با امر من است و ارتش كارى انجام نمىدهد الّا به امر من. [٢]
[١] بختيار: «دولت موقت را تا شوخى است مىپذيرم ولى اگر وارد عمل شوند، عمل را با عمل جواب مىدهيم» كيهان، ١٧ بهمن ٥٧.
[٢] بختيار: «... ارتش از دولت دستور مىگيرد و خود رأساً دخالتى در سياست نمىكند ...». كيهان، ١٩ بهمن ١٣٥٧.