انه الحق - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٥١ - خود را بشناس
اگر بسته گردد تمام درهاى معارف به روى انسان بسته مى گردد .
از اين قائل به محال مى پرسيم كه پس چگونه به معرفت رب خود راه پيدا كرده اى ؟ تو كه از خود بيخبرى از ديگرى چه خبر دارى و از كجا با خبرى , كدام معرفت تو را به اين پندار به محال كشانده است ؟ اين اعجوبه كون معجونى شگفت است كه همه اسباب كار در وى جمع است .
با سرشتت چه ها كه همراه است *** خنك آنرا كه از خود آگاه است
گوهرى در ميان اين سنگ است *** يوسفى در ميان اين چاه است
پس اين كوه قرص خورشيد است *** زير اين ابر زهره و ماه است
هيچ معرفتى چون معرفت نفس بكار انسان نمى آيد و سرمايه همه سعادتها اين معرفت است و آنكه خود را نشناخت عاطل و باطل زيست و گوهر ذاتش را تباه كرد و براى هميشه بى بهره ماند .
يعقوب بن اسحاق كندى معروف به فيلسوف عرب در رساله حدود و رسوم اشياء شش تعريف از قدماء در حد فلسفه نقل كرده است قول پنجم اين است : الفلسفه معرفه الانسان نفسه .
در معرفت نفس همه معارف منطوى است و اين معرفتى است كه به خلافت الهيه منتهى مى گردد و از آن تعبير به انسان كامل مى گردد , فارابى در تحصيل سعادت از آن تعبير به فيلسوف كامل