انه الحق - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٢ - تشكيك وجود در اصطلاح اهل نظر و اهل تحقيق
اطلاقش بر ضعيف است , زيرا هر چه حجابها كمتر باشد آثار وجود از حيث كمال و صفا و ادراك و غيرها بيشتر است .
و تحقيق اين مطلب به اين است كه بدانى وجود را در عقل مظاهرى است چنانكه او را در خارج مظاهرى است , از جمله اين مظاهر امور عامه و كلياتى است كه جز در عقل آنها را وجودى نيست , و وجود كه بر افراد مضاف به ماهيات , مقول به تشكيك است هر آينه وجود به اعتبار اين ظهور عقلى است . و آنكه گفته شده است وجود اعتبارى است وجود به اين معنى است . پس وجود من حيث هو هو بر آن افراد مضاف به ماهيات مقول به تشكيك نيست بل از اين حيث كه كلى محمول عقلى است , مقول به تشكيك بر آنها است . و اين معنى منافى نيست كه وجود به اعتبار طبيعت كليت خود عين ماهيت افرادش باشد , چنانكه حيوان طبيعتش يعنى طبيعت بشرط لا جزء افرادش است و محمول بر آنها نيست , و به اعتبار اطلاقش يعنى لا بشرط شى ء جنس است و محمول بر افراد , و به اعتبار عروضش بر فصول انواعى كه تحت طبيعت اوست عرض عام آن فصول است , و آنچه بر افرادش به تشكيك واقع مى گردد بر همين امر است , و تفاوت در افراد وجود نفس وجود نيست بلكه در ظهور خواص او از عليت به معلوليت در علت و معلول است , و به اينكه قائم به نفس خود است در جوهر , و غير قائم به نفس خود است در عرض , و به شدت ظهور در قارالذات و ضعف آن در غير قارالذات است . چنانكه تفاوت بين افراد انسان در نفس انسانيت نيست بلكه به حسب ظهور خواص