انه الحق - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٠٨ - طرق اقتناى معارف
ح اقرب حقايق به انسان خود انسان است و حال اينكه به كنه خود نمى رسد تا چه رسد به ديگرى .
ط اعرف حقايق جوهريه در نزد اهل نظر كه آنرا به حقيقت براى تمثيل حقيقت جوهريه تعيين كرده اند , حقيقت انسان است , و در تعريف او گفته اند : انسان حيوان ناطق است , و حيوان را تعريف كرده اند كه جسم نامى متحرك به اراده است , و جسم را تعريف كرده اند كه جوهر قابل ابعاد ثلاثه متقاطع بر قوائم است , و حال اينكه در اين تعريفات از چند وجه شك روى مى آورد :
اول در جنس بودن جوهر براى جسم .
دوم اينكه قبول ابعاد مذكور , بالفعل در كره تحقق نمى يابد , و بالقوه بر هيولاى فقط هم صادق است .
سوم اينكه نمو در سن شيخوخت وجود ندارد زيرا كه ذبول منافى آنست .
چهارم اينكه احساس و متحرك به اراده , دو فصل انسان نيستند زيرا كه فصل قريب تعدد بردار نيست و اهل نظر بدين اعتراف دارند پس فصل آن معلوم نيست .
پنجم اينكه ناطق به معنى مدرك كليات يعنى معقولات است پس ناطق صفت روح مباين حيوانست پس چگونه بر حيوان حمل مى شود ؟
ششم اينكه چگونه ماهيت انسان از دو حقيقت متباين يكى روح و ديگرى جسم تركيب شده است ؟ و تشبث به حديث