انه الحق - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣٢ - معانى حق
موسى اى نيست كه دعوى انا الحق شنود *** ورنه اين زمزمه اندر شجرى نيست كه نيست
و چون حجاب شدت نور و غلبه ظهور آنست كه پس در حقيقت حجاب , ضعف و قصور بندگان است خواه ابصار و خواه بصائر كه از احاطه و اكتناه به محيط على الاطلاق عاجزند از اين جهت گفته اند كه مرجع حجاب امر عدمى است .
([ وهو ظاهر من حيث ان الاثار الخ ]) ظهور حق را از جهت انتساب صفات چون قدرت و علم به حق مى داند كه اين صفات از او واجب شده اند پس از راه صفات مساغ و وسعتى براى نيل و ادراك به صفات حق است اما ذات چون متمنعه يعنى بسيار منيع است در كمال جلال و عزت است به حقيقت آن نمى توانيم آگاهى بيابيم و لا يحيطون به علما .
عنقا شكار كس نشود دام باز چين *** كاينجا هميشه باد به دست است دام را
در علم و قدرت و ديگر صفات كه مساغ و وسعتى است در حقيقت انحاء و اطوار وجودات جزئيه اند كه شئونات حق اند دانسته مى شود نه ذات مطلق صمد حق غيب الغيوب .
([ فهو باطن باعتبارنا الخ ]) اين گفتار نتيجه بيان باطن و ظاهر بودن حق است كه چون باطن بودنش به علت شدت ظهور و غلبه آن بر ادراك ما است پس باطن بودنش به اعتبار ما است كه ضعف و قصور ادراك ما حجاب آمد و در حقيقت حجابى نيست و مرجع حجاب به