انه الحق
(١)
قسم اول رساله در طايفه اى از معارف حقه توحيديه موضوع مسائل اهل حق , حق سبحانه است
١٣ ص
(٢)
وحدت حقه حقيقيه موضوع مسائل اهل تحقيق به صورت بحث نظرى
١٦ ص
(٣)
بحث حق از نظرى ناظر به تبكيت سوفسطائى است
٢٢ ص
(٤)
معانى حق
٢٣ ص
(٥)
بيان اهل نظر و اهل تحقيق در اينكه حق تعالى انيت محض است
٣٥ ص
(٦)
تشكيك وجود در اصطلاح اهل نظر و اهل تحقيق
٤٧ ص
(٧)
مرتبه در لسان اهل تحقيق و اهل نظر
٥٦ ص
(٨)
بيان استاد علامه شعرانى در شرح لا يشمل بحد ولا يحسب بعد
٦١ ص
(٩)
سبق بالحق
٧٣ ص
(١٠)
مطلبى به صورت خطابى و استحسانى در تأكيد موضوع مسائل عرفانى
٨١ ص
(١١)
انسان حى بن يقظان است فرزند پدرى به نام عقل كل , و مادرى به نام نفس كل است
٩٣ ص
(١٢)
انسان را شأنيتى است كه تواند عاقل موجودات گردد , لاجرم موجودات را شأنيتى است كه معقول وى مى گردند
٩٧ ص
(١٣)
طرق اقتناى معارف
١٠٢ ص
(١٤)
نفس ناطقه انسانى را مقام فوق تجرد است
١٢٨ ص
(١٥)
معرفت نفس
١٤٠ ص
(١٦)
خود را بشناس
١٤٦ ص
(١٧)
من عرف نفسه عرف ربه
١٥٩ ص
(١٨)
مراقبت
١٦١ ص
(١٩)
مقاله آيه الله علامه حاج ميرزا ابوالحسن رفيعى قزوينى قدس سره العزيز در مقامات اربعه تجليه و تخليه و تحليه و فناء فى الله تعالى
١٦٤ ص

انه الحق - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٤٧ - خود را بشناس

در طرز بيان نيز سقراط طريقه خاصى داشته چون معتقد نبود كه استاد بايد مطالب را تحقيق كرده و كامل نموده به شاگرد تلقين كند بلكه بايد از شاگرد سؤال كرده و با او مكالمه و مباحثه نمايد تا خود شاگرد به فكر خود به كنه مطلب علمى برسد و خودش فكور و محقق شود .

سقراط در مباحثه ابتدا چند سؤال ساده كه ماهرانه ترتيب داده بود از طرف خود مى پرسيد و طرف جوابهاى او را مى داد آنگاه سقراط او را ملزم مى كرد كه اين جوابهائى كه تو داده اى نتيجه بر خلاف مقصود تو مى دهد لذا مى گويند طريقه سقراط قابله گى بود چون از عقول مردم نتيجه را مانند فرزند بيرون مى آورد .

مثلا از طرف مى پرسيد آيا يخ سرد است ؟ او جواب مى داد : بلى . مى گفت : آيا سردى ضد دارد ؟ بلى آن ضد كدام است ؟ حرارت آيا ممكن است يخ گرم باشد ؟ نه چون گرمى ضد سردى است و چيزى صفتى بر ضد طبيعت خود را نخواهد داشت .

باز مى پرسيد : آيا عدد سه فرد است ؟ بلى آيا فرد ضدى دارد ؟ بلى زوجيت آيا ممكن است عدد سه زوج باشد ؟ نه زيرا كه زوجيت ضد فرديت است .

بعد از اينها گفت : آيا زندگى ضد دارد ؟ بلى مرگ اصل زندگى به چيست ؟ به جان كه ذاتا زنده است و بدن به واسطه جان زنده است . همينطور كه تصديق نمودى عدد سه كه ذاتا فرد است زوج نمى شود , و يخ هرگز گرم نخواهد بود , همينطور جان كه ذاتا