آيين كشور دارى از ديدگاه امام على عليه السلام - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٠ - اعتماد به مردم
الْإِسَاءَةِ عَلَى الْإِسَاءَةِ وَ أَلْزِمْ كُلّاً مِنْهُمْ مَا أَلْزَمَ نَفْسَهُ.
نبايستى نيكوكار و بدكار در پيشگاه تو برابر و يكسان باشند؛ زيرا اين نگرش، نيرومندترين عامل در بىتفاوتى نيكوكاران نسبت به نيكوكارى و تشويق بدكاران نسبت به بدكارى است؛ و هركدام را مطابق كارش پاداش ده!
اعتماد به مردم
اساس حكومتهاى فاسد را بدبينى، بىاعتمادى و سوءظن نسبت به مردم تحت حكومت تشكيل مىدهد. حاكم، خود را تافته جدابافته از مردم مىشناسد و مردم را در جهت ضديت و دشمنى با دولتش مىداند و با همين ديد، هميشه به خاطر اضطراب و نگرانىهايى كه از مردم دارد، در پى كسب اطلاعات [توسط سازمانهاى مختلف] از مخالفان و سركوبى آنان و در جستوجوى بهانهاى است كه بتواند عقدهها و كمبودهاى خود را بر سر عدهاى مظلوم خالى نموده و چند روزى بيشتر حكومتش را در سايه ارعاب و وحشت و ... بر مردم تحميل نمايد.
در مقابل، حكومت اسلامى بر اساس اعتماد و حسن ظنّ به مردم پىريزى شده است. حاكم در حكومت اسلامى، مردم را در جهت دوستى، هميارى و همكارى با خود مىشناسد و دولت خود را از مردم و مردم را از خود مىداند. او حركتهاى مردمى را در جهت استقرار حاكميت هر چه بيشتر دولت قلمداد مىكند و در اين زمينه، نيازى به تحقيق و تجسّس نمىبيند و هميشه در پىِ كسب رضايت مردم تحت حكومت است: