آيين كشور دارى از ديدگاه امام على عليه السلام - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨ - ٤- ارزش و اهميت سرزمين مصر
بلافاصله قيس را از ولايت مصر عزل كند؛ اما حضرت با اين پيشنهاد مخالفت مىكرد و مىفرمود: در اين ميان، پاى نيرنگ و فريبى در كار است. من قيس را خوب مىشناسم و مىدانم كه اين سخن و رفتار از او نيست، بلكه تهمتى به اوست.
با اين حال، جوّى كه در آن زمان، در اطراف على عليه السلام ايجاد شده بود، باعث شد كه آن حضرت علىرغم اطمينانى كه به درستى و وفادارى قيس داشت، او را از ولايت مصر عزل كند و محمد بن ابىبكر را به جاى وى به ولايت آن سرزمين بگمارد.
اما ولايت محمد بن ابىبكر نيز زياد طول نكشيد. معاويه، دوست و مشاور سياستباز و حيلهساز خود عمروعاص را براى ايجاد فتنه و آشوب به مصر فرستاد و عملًا اوضاع از كنترل محمد بن ابىبكر خارج و جنگى ناخواسته پيش آمد.
على عليه السلام در چنين اوضاع پرآشوبى براى فائق آمدن بر مشكلات موجود يار وفادارش مالك اشتر را به ولايت مصر برگزيد و او را روانه آن سرزمين كرد و دستورالعمل عظيم و پرارزش عهدنامه را در اختيار وى گذاشت تا با تأمل در محتواى آن، امور مصر را سامان بخشد. مالك اشتر در راهِ رفتن به سوى مصر بود كه خبر شهادت محمد بن ابىبكر به على عليه السلام رسيد. مالك هم، در ميانه راه با توطئه معاويه در شهر عرش با زهر مسموم و به فيض شهادت نائل آمد و عملًا به اجراى مفاد عهدنامه توفيق پيدا نكرد.