آيين كشور دارى از ديدگاه امام على عليه السلام - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢ - ٢- عهدنامه مالك اشتر
چون گردآورنده، بيشتر از ديدگاه بلاغت و شيوايى بىنظير سخنان آن حضرت به اين آثار نگريسته؛ لذا از اين زاويه به تدوين سخنان آن پرداخته و آن را نيز نهجالبلاغه (راه بلاغت) نام نهاده است.
٢- عهدنامه مالك اشتر
يكى از فصول درخشان نهجالبلاغه كه همچون ساير مباحث آن رنگ جاودانگى خورده و به ابديت پيوسته است، عهدنامه مالك اشتر، يا فرمان تاريخى على عليه السلام به يار وفادار و صحابى بزرگوارش مالك اشتر نخعى است. اين فرمان، از چهارده قرن پيش تاكنون، به صورت يك منشور جاودانه و انسانى و انسانساز در تاريخ و فرهنگ اسلامى باقى مانده است. امام على عليه السلام آن را هنگامى براى سردار رشيد اسلام و يار پاكبازش، مالك اشتر نوشت كه آن شهيد پاكباخته مىرفت تا در سرزمين مصر، احكام و اوامر مولايش على عليه السلام را پياده و اجرا كند.
امام على عليه السلام در اين نامه، گرچه مالك اشتر را مخاطب قرار داده و قوانين حكومت عدل اسلامى و خط مشى و چارچوب آن را خطاب به او بيان فرموده است، اما واقعيت آن است كه تمام انسانها، در تمام مكانها و تمام زمانها، مخاطب اين پيماننامه هستند.
در عهدنامه مالك اشتر، فشردهاى از نظريات و افكار و انديشههاى جهانتاب على عليه السلام آنچنان دقيق و عميق بيان شده است كه مىتوان گفت در آن، تكليف تمامى افراد بشر، چه به عنوان يك بنده و مخلوق در برابر پروردگار، چه به عنوان يك انسان در جامعه، چه به عنوان حاكمى كه مسؤول اجراى احكام اسلامى است و چه به عنوان فردى كه تحت