آيين كشور دارى از ديدگاه امام على عليه السلام - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٧ - ٤- ارزش و اهميت سرزمين مصر
بود، و از طرف ديگر، على عليه السلام را متهم به شركت و دخالت در قتل عثمان نموده و از آن حضرت به عنوان قاتل نام برده بود.
اما هيچكدام از اين نيرنگها مؤثر واقع نشد و قيس را منحرف نكرد؛ منتهى قيس كه از يك طرف خود، تازه وارد مصر شده و هنوز بر اوضاع كاملًا مسلّط نشده بود و از طرفى در آغاز حكومت مولايش على عليه السلام هنوز نمىدانست با چنين نيرنگهايى چگونه بايد مقابله كرد تا به اركان حكومت آن حضرت لطمه وارد نيايد، جواب صريحى به معاويه نداد، بلكه كار را به اهمال برگزار كرد و در جواب او نامهاى دوپهلو نوشت تا مستمسكى به دست معاويه نداده باشد.
معاويه مجدداً نامه ديگرى نوشت و اين بار به جاى تطميع و وعده، قيس را به شدّت تهديد كرد كه بايد بيعت او را بپذيرد. قيس ديگر تاب نياورد و اين بار، نامهاى تند نوشت و با كمال صراحت، مخالفت خود با معاويه و وفادارىاش با على عليه السلام را مطرح كرد. قيس نوشته بود: «تو و اطرافيانت همگى بر باطلايد و حقّ تنها با على عليه السلام و اطرافيان اوست.»
وقتى اين نامه به دست معاويه رسيد و از جانب قيس نااميد شد، باز دست از حيلهگرى برنداشت؛ بلكه اين بار نامهاى سراپا دروغ از طرف قيس جعل نمود و همان جواب دوپهلوى قبلى را هم بدان ضميمه كرد و آن گاه در شام اعلام داشت كه قيس، فرستاده على [عليهالسّلام] به مصر، از مولايش رويگردان شده و با من بيعت كرده است.
اين خبر به گوش على عليه السلام و ياران و اصحاب آن حضرت رسيد و باعث ناراحتى و ايجاد بگومگو در ميان اطرافيان شد. ياران حضرت، مخصوصاً عبداللَّه بن جعفر اصرار داشتند كه اميرالمؤمنين اين فتنه را از ميان بردارد و