آيين كشور دارى از ديدگاه امام على عليه السلام
(١)
پيش گفتار
١٠ ص
(٢)
1- نهج البلاغه
١١ ص
(٣)
2- عهدنامه مالك اشتر
١٢ ص
(٤)
3- شخصيت مالك اشتر از ديدگاه على عليه السلام
١٣ ص
(٥)
تمجيدى از زبان دشمن
١٥ ص
(٦)
4- ارزش و اهميت سرزمين مصر
١٦ ص
(٧)
5- نحوه استفاده از نهج البلاغه
١٩ ص
(٨)
مسؤوليت هاى استاندار
٢٢ ص
(٩)
ضرورت خودسازى براى اصلاح و ارشاد جامعه
٢٤ ص
(١٠)
راه سعادت، راه شقاوت
٢٥ ص
(١١)
ابعاد تقوا
٢٧ ص
(١٢)
جهاد اكبر
٢٧ ص
(١٣)
امدادهاى غيبى در سايه يارى اللَّه
٢٨ ص
(١٤)
وعده تخلّف ناپذير الهى
٣٢ ص
(١٥)
خودفراموشى
٣٣ ص
(١٦)
پاداش صالحان در دنيا
٣٤ ص
(١٧)
نام نيك سند اخروى صالحان
٣٥ ص
(١٨)
درون گرايى و مالكيت نفس
٣٦ ص
(١٩)
تعديل غرايز
٣٦ ص
(٢٠)
اسلام و اقليت هاى مذهبى
٣٧ ص
(٢١)
انگيزه هاى فساد و آلودگى
٣٩ ص
(٢٢)
خشونت با مردم در حكم جنگ كردن با خداست
٤٠ ص
(٢٣)
ديكتاتورى
٤٠ ص
(٢٤)
استكبارزدايى
٤١ ص
(٢٥)
تفرعن و منيّت
٤٢ ص
(٢٦)
رعايت انصاف و عدالت و مبارزه با ظلم
٤٢ ص
(٢٧)
مفهوم انصاف با خدا
٤٣ ص
(٢٨)
مفهوم انصاف با مردم
٤٦ ص
(٢٩)
وظيفه استاندار در رابطه با نزديكان و بستگان
٤٧ ص
(٣٠)
ظلم و نتيجه آن
٤٧ ص
(٣١)
ظالم با چه كسى طرف حساب است؟
٤٧ ص
(٣٢)
شكست قطعى ظالم
٤٨ ص
(٣٣)
توبه ظالم
٤٩ ص
(٣٤)
تأثير ناله مظلوم
٥٠ ص
(٣٥)
رعايت حقّ و عدالت، بهترين معيارهاى تصميم گيرى حاكم
٥١ ص
(٣٦)
اين همه تكيه بر رضايت و خشنودى توده مردم، چرا؟
٥٢ ص
(٣٧)
ويژگى هاى عامّه و خاصّه ونقش هر يك در حكومت
٥٣ ص
(٣٨)
ويژگى هاى عموم جامعه و مستضعفين آن
٥٤ ص
(٣٩)
تداوم حكومت با طرد سخن چينان
٥٧ ص
(٤٠)
رازدارى و خطاپوشى
٥٩ ص
(٤١)
مبارزه با مظاهر فساد و فحشا
٦٠ ص
(٤٢)
گره گشايى و توجه به رفع گرفتارى هاى مردم
٦٢ ص
(٤٣)
رايزنى در اسلام
٦٢ ص
(٤٤)
معيارهاى اخلاقى مشاوران
٦٣ ص
(٤٥)
ضرورت طرد عناصر فاسد از هيأت دولت
٦٥ ص
(٤٦)
جذب نيروهاى حزب اللَّه در هيأت دولت و علل برترى آنها
٦٦ ص
(٤٧)
انتخاب برگزيده ها
٦٧ ص
(٤٨)
ضرورت تشويق و تنبيه و معيارهاى آن دو
٦٩ ص
(٤٩)
اعتماد به مردم
٧٠ ص
(٥٠)
سنّت هاى مشروع و نامشروع
٧٢ ص
(٥١)
آفت دولت مردان و راه پيشگيرى آن
٧٣ ص
(٥٢)
مكتبى بودن يا تخصص داشتن؟
٧٤ ص
(٥٣)
سرنوشت مشترك افراد جامعه و پيوستگى طبقات اجتماع
٧٤ ص
(٥٤)
قوام و استوارى اقشار جامعه
٧٦ ص
(٥٥)
تفكيك قوا و تقسيم كار بر اساس شايستگى ها
٧٨ ص
(٥٦)
ويژگى هاى فرماندهان سپاه اسلام
٧٩ ص
(٥٧)
وظايف رهبر در مقابل فرماندهان سپاه اسلام
٨٢ ص
(٥٨)
مهم ترين خصائل فرماندهان عالى و برگزيده
٨٤ ص
(٥٩)
استقرار عدالت، دوستى با مردم
٨٦ ص
(٦٠)
ضرورت تشويق و تأثير آن در روحيه سپاه
٨٧ ص
(٦١)
آفت تبعيض
٨٨ ص
(٦٢)
جايگاه قرآن و سنّت در جامعه اسلامى
٩٠ ص
(٦٣)
اهميت قضاوت و شخصيت قاضى در اسلام
٩١ ص
(٦٤)
وظايف رهبر در برابر قضات شايسته
٩٤ ص
(٦٥)
حاكميت ضابطه به جاى رابطه در انتخاب كارگزاران دولت
٩٦ ص
(٦٦)
معيارهاى انتخاب كاركنان دولت
٩٧ ص
(٦٧)
تأمين نيازهاى مادى كارمندان دولت
٩٩ ص
(٦٨)
نظام بازرسى در حكومت اسلامى و نقش رهبر در مقابل آن
١٠٠ ص
(٦٩)
نظارت پنهانى
١٠٢ ص
(٧٠)
مجازات خائنين
١٠٣ ص
(٧١)
بازرسان مختلف
١٠٣ ص
(٧٢)
اهميت كشاورزى و مفهوم اصطلاحى خراج
١٠٥ ص
(٧٣)
ضرورت تلاش دولت در جهت تقويت كشاورزى
١٠٦ ص
(٧٤)
تخفيف در ماليات
١٠٧ ص
(٧٥)
نتايج بى توجهى به كشاورزان
١١٠ ص
(٧٦)
عوامل سقوط و انحطاط حكومت
١١١ ص
(٧٧)
معيارهاى گزينش معاون
١١١ ص
(٧٨)
ملاك هاى انتخاب در حكومت اسلامى
١١٣ ص
(٧٩)
تقسيم كار و تعيين مسؤول
١١٥ ص
(٨٠)
تجّار و پيشه وران و كارگران
١١٦ ص
(٨١)
محدوديت هاى تجارت
١١٧ ص
(٨٢)
احتكار و انحصارطلبى
١١٩ ص
(٨٣)
جايگاه كارگران و مستضعفان در جامعه اسلامى
١٢٠ ص
(٨٤)
ويژگى هاى حاكم مردمى
١٢٤ ص
(٨٥)
رمز پيروزى مسؤولان در كارهاى اجرايى
١٢٦ ص
(٨٦)
خودسازى، بهترين راه جلوگيرى از عمل زدگى
١٢٧ ص
(٨٧)
ضرورت رعايت اضعف مأمومين در نماز جماعت
١٢٨ ص
(٨٨)
ثمره مردمى بودن و مفاسد جدايى از آنها
١٢٩ ص
(٨٩)
ضرورت برخورد با خويشاوندان و حاشيه نشينان فاسد
١٣٢ ص
(٩٠)
مساوات در برابر قانون
١٣٤ ص
(٩١)
اطلاع رسانى و توجيه اصولى مسائل
١٣٥ ص
(٩٢)
صلح و زندگى مسالمت آميز
١٣٦ ص
(٩٣)
نتايج صلح و ضرورت غافل نبودن از دشمن
١٣٨ ص
(٩٤)
وفاى به عهد
١٣٨ ص
(٩٥)
استقرار حكومت با سفّاكى و خون ريزى ممكن نيست
١٤٠ ص
(٩٦)
نتيجه خونريزى و ضرورت اجراى حدّ قصاص
١٤١ ص
(٩٧)
درمان اعجاب و خودپسندى
١٤٣ ص
(٩٨)
موقعيت شناسى رمز تصميم گيرى موفق
١٤٦ ص
(٩٩)
ياد آخرت، راه جلوگيرى از هواهاى نفسانى
١٤٧ ص
(١٠٠)
عبرت پذيرى و حركت بر اساس قرآن و سنّت
١٤٩ ص
(١٠١)
وظيفه رهبرى در تعيين شرح وظايف
١٥٠ ص
(١٠٢)
مواظبت براى اقامه نماز و زكات و نيك رفتارى با مستخدمين
١٥١ ص
(١٠٣)
شهادت، پايان راه
١٥١ ص

آيين كشور دارى از ديدگاه امام على عليه السلام - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢١ - جايگاه كارگران و مستضعفان در جامعه اسلامى

خوارى زاست و الزاماً بايستى چاره‌اى انديشيد كه فقر و مصيبت مستمندان را درمان نمود و جوانانشان را به اعضاى فعالى تبديل كرد و آنها را به سطح آبرومندانه‌اى ارتقا داد.

جهان مترقى امروز، مدعى همچون رسالتى است و شعار مى‌دهد كه با وضع قوانينى توانسته است تا حدودى كارگران را به حقوق واقعى‌شان رهنمون سازد و مستمندان را از وضع فلاكت‌بارشان نجات دهد.

به نظر ما در جهان امروز گرچه كارگران و مستمندان به وسيله فشارهاى روزافزونشان به نوايى ناچيز نائل آمده‌اند، ولى به نظر ما اين ادعا از حدّ شعار فراتر نرفته است؛ زيرا هم‌اكنون نيز كارگران و مستمندان در دنياى پيشرفته صنعتى [همانند امريكا، شوروى، انگلستان، آلمان، فرانسه و ...] با وضع جانكاهى كه دارند هنوز نداى مبارزه با استثمار و فقر و فلاكت سر مى‌دهند و براى نجات از وضع موجودشان يارى مى‌طلبند.

بر عكس، در فرمان امام عليه السلام قانون كارگرى و نحوه رسيدگى به وضع مستمندان، در عين جامعيت و مترقى بودنش و با وصف اين كه بيش از هزار و سيصد سال پيش از قوانين جهان مترقى كنونى وضع شده است، از مرحله شعار به عمل رسيده و مالك موظّف بوده است فرمان مولايش را بدين شرح اجرا كند:

ثُمَّ اللَّهَ اللَّهَ فِي الطَّبَقَةِ السُّفْلَى مِنَ الَّذِينَ لا حِيلَةَ لَهُمْ مِنَ الْمَسَاكِينِ وَ الْمُحْتَاجِينَ وَ أَهْلِ الْبُؤْسَى وَ الزَّمْنَى فَإِنَّ فِي هَذِهِ الطَّبَقَةِ قَانِعاً وَ مُعْتَرّاً وَ احْفَظْ لِلَّهِ مَا اسْتَحْفَظَكَ مِنْ حَقِّهِ فِيهِمْ وَ اجْعَلْ لَهُمْ قِسْماً مِنْ بَيْتِ مَالِكِ وَ قِسْماً مِنْ غَلّاتِ صَوَافِي‌