آيين كشور دارى از ديدگاه امام على عليه السلام - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٨ - شكست قطعى ظالم
مخاصمه او، خداوند خواهد بود؛ يعنى خداوند، از جانب بندگان مظلوم، شخص ظالم را مورد قهر و خشم قرار مىدهد و رگبار كيفر و انتقامش را از هر طرف بر سر او فرود مىآورد؛ زيرا مىدانيم كه اگر كسى به فرزند خردسال و ناتوان و بىدفاع شما ظلم كند، با اين كه به شخص شما ظلم نكرده است، طرف مخاصمهاش شما خواهيد بود؛ چون از نظر عقلا، وقتى فرزندى مظلوم واقع شد، پدر لبه تيز آن ظلم را متوجه خود و حيثيت و غيرتش مىبيند و در مقام مخاصمه و مقابله با ظالم بر مىآيد و در اصل، مقتضاى رابطه پدرى و فرزندى چنين حكمى را مىكند.
مگر نه اين است كه به تعبير «الْخَلْقُ عِيالُ اللَّه» [١]، بندگان خدا جزء خانواده خدا محسوب مىشوند و همه انسانها تحت تكفّل و حمايت الهى قرار دارند؟ روشن است كه وقتى انسانهايى مورد ستم قرار بگيرند و نتوانند در مقابل ظالم به دفاع و مقابله برخيزند و حقّ خود را بگيرند، خداوند خود با ظالمان و ستمگران مقابله خواهد كرد.
آيا نسبت فرزند به پدر قوىتر است و رشتههاى مستحكمترى آن دو را به يكديگر پيوند مىدهد، يا نسبت بندگان خدا به خداوند و خالق خود؟
شكست قطعى ظالم
ظالم از آن جا كه با خدا طرف است و تنها بر اساس زور و قلدرى و با چهرهاى دروغين با مردم برخورد مىكند، خداوند كه بالاترين
[١]. الفقه، المنسوب للامام الرضا عليه السلام، ص ٣٦٩.