تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨ - کلمهها
کلمهها
عقود: عقد در اصل به معنی بستن و گره زدن است، جمع آن عقود است مراد از آن در اینجا همه پیمانهاست.
بهیمه: زبان بسته. یعنی در صوتش ابهام هست، آن به چهارپایان غیر درنده اطلاق میشود اعم از آنچه در خشکی باشد یا در دریا.
انعام: نعم: چهارپا. انعام: چهارپایان. مراد از آن در آیه ظاهرا چهارپایان حلال گوشت است اعم از اهلی و وحشی.
محلی: محل: حلال کننده، حلال دان محلی در اصل محلین به معنی حلال دانها است.
صید: شکار کردن و شکار. مصدر و اسم هر دو آمده، مراد از آن معنای دوم است.
حرم: (بر وزن شتر) محرمها. کسی را که در حال احرام حج و عمره است محرم گویند.
شعائر: علامتها. نشانهها. مفرد آن شعیره است.
حرام: محترم. ماههای حرام که جنگ در آنها ممنوع است عبارتند از ذو القعده، ذو الحجة، محرم و رجب.
هدی: قربانی. قربانی حج را هدی و غیر آن را اضحیه گویند.
قلائد:
قربانیهای طوقدار. قلد: تابیدن. قلاده: گردنبند. مراد از قلائد قربانیهایی
است که به گردن آنها چیزی میبستند تا معلوم شود قربانی است، کسی متعرض
آنها نشود.
آمین: ام (بفتح اول): قصد. آم: قصد کننده. آمین: قصد کنندگان.