تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٨٤ - کلمهها
شما دشمن آشکاری است؟
٢٣- گفتند: پروردگارا ما به خویشتن ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و رحم نکنی حتما و قطعا از زیانکاران خواهیم بود.
٢٤- گفت: خارج شوید (در وضعی که) بعضی از شما دشمن بعض است و برای شما در زمین قرارگاه و متاعی است تا وقتی.
٢٥- گفت: در آن زندگی میکنید و در آن میمیرید و از آن خارج میشوید (دوباره زنده میشوید).
کلمهها
اسکن: یعنی سکنی و مسکن اختیار کن. امر بسکنی است نه سکون.
فکلا: تثنیه «کل» است یعنی: بخورید شما دو نفر.
شئتما: یعنی خواستید شما دو نفر. مصدر آن شیء است «شاءه شیئا».
شجرة: شجر: درخت. واحد آن شجره است، مثل ثمر، ثمرة.
وسوس: وسوسه: سخنی که در باطن انسان هست، خواه از شیطان باشد یا از انسان «وسوس له» یعنی خیرخواهی را به نظر او آورد.
لیبدی: بدو: ظهور. ابداء: ظاهر کردن. «لیبدی»: تا ظاهر کند.
و وری: مواراة: پوشیدن و مستور کردن «و وری» (به صیغه مجهول):
مستور شد.
سوأتهما:
سوأة: چیزی که آشکار شدنش ناپسند باشد، از «سوء» به معنی بدی. مراد از آن
در اینجا آلت تناسلی مرد و زن است (فرج و آلت رجولیت) سوآت جمع سوأة است.
ملکین: دو فرشته. تثنیه ملک (بر وزن شرف) است.
قاسمهما:
قسم (بر وزن شرف) سوگند. مقاسمه نیز به همان معنی است «قاسمهما»: سوگند
اکید یاد کرد به آن دو.