تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٣ - شرحها
کلمهها
مغلولة: بسته. غل (بضم اول) در اصل طوقی است که به گردن زنند.
مبسوطتان: بسط: گشودن. مبسوط: باز.
ینفق: انفاق: خرج کردن. نفق (بر وزن شرف) به معنی خروج یا تمام شدن است.
عداوة: مراد از عداوت در اینجا دشمن آشکار یا تجاوز و از بغضاء کینه است.
اوقدوا: و قد: افروخته شدن آتش. ایقاد: افروختن «اوقدوا» افروختند.
اطفأها: طفء: خاموش شدن. اطفاء خاموش کردن. «اطفأها» خاموش کرد آن را.
ارجلهم: رجل (بر وزن فکر) پا. جمع آن ارجل است.
مقتصدة: قصد: اعتدال میانهروی مقتصدة: معتدل.
شرحها
در ادامه کارشکنی و عهدشکنی اهل کتاب در این آیات نیز قسمتی از گفتارهای
ناروا و افسادشان نقل شده است و اینکه فرصت را از دست داده و میدهند و
اینکه از اینکار ضرر خورده و خواهند خورد، و اینکه مسلمانان نیز باید هشیار
باشند چون حساب جهان درباره حق و ناحق یکی است.
٦٤- وَ قالَتِ
الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما
قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشاءُ.