تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٢١ - شرحها
درآوردن.
حجر: (بر وزن شبر) منع. منظور از آن در اینجا ممنوع و حرام است.
وصفهم: وصف: ذکر چگونگی شیء، منظور از آن توصیف به حلال و حرام است.
سفها: سفه: حماقت و جهالت. «السفه: ضد الحلم».
شرحها
در تعقیب آیات گذشته، در این آیات قسمتی از بدعتهای مشرکان درباره چهارپایان و زراعت و کشتن فرزندان نقل و رد شده است.
١٣٦-
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ
نَصِیباً فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَکائِنا.
یکی
از بدعتهایشان آن بود که مقداری از زراعت و چهارپایان را برای خدا و مقداری
برای اصنام معین میکردند، مال خدا را بر میهمانان و مساکین و سهم بتان را
در ترویج آنها مصرف میکردند، اگر سهم خدا از حیوان و زراعت زیاد و خوب
میشد و سهم بتان نه، سهم خدا را به جای سهم بتان مصرف میکردند و در صورت
عکس قضیه، چیزی در راه خدا نمیدادند و میگفتند: خدا نیازی ندارد لذا
فرموده:
فَما کانَ لِشُرَکائِهِمْ فَلا یَصِلُ إِلَی اللَّهِ وَ ما کانَ
لِلَّهِ فَهُوَ یَصِلُ إِلی شُرَکائِهِمْ و در رد این بدعت فرموده: ساءَ
ما یَحْکُمُونَ حکمی که میکنند حکم بدی است، بدعت مجعولی است.
١٣٧- وَ کَذلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَکاؤُهُمْ