تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٥٨ - کلمهها
کلمهها
مدین: نام شهری بود که شعیب بر اهل آن مبعوث شد، این لفظ ده بار در قرآن
مجید آمده است، در قاموس کتاب مقدس آن را مدیان نوشته و گوید: به قول بعضی
زمین مدیان از خلیج عقبه تا مو آب و کوه سینا امتداد داشت و گویند از شبه
جزیره سینا تا فرات امتداد داشت. علی هذا آن نام مملکتی بوده است، در فرهنگ
قصص قرآن است: این شهر در شرق خلیج عقبه بوده، مردم آن، عرب و از اولاد
اسماعیل علیه السّلام بودند ... نام فعلی آن معان است.
شعیب: یکی از
پیامبران معروف است، نام مبارکش یازده بار در قرآن مجید آمده است او به
مردم مدین و «اینکه» مبعوث شد، عدهای به او ایمان آوردند و گروهی او را
تکذیب کردند، بالاخره مؤمنان نجات یافته، کفار به عذاب الهی گرفتار شدند.
او همان است که دختر خویش را به موسی علیه السّلام تزویج کرد که در سوره
قصص نقل شده و مسلم گرفتهاند که مراد از «شیخ کبیر» شعیب است، نام این
پیامبر در تورات فعلی رعوئیل است که دختر خویش را به موسی داد (تورات باب ٢
آیه ١٨).
الکیل: کیل: پیمانه کردن و پیمانه. مصدر و اسم هر دو آمده است.
مراد معنای دوم است.
لا
تبخسوا: بخس: کم کردن. خواه کمّی باشد مثل کم کردن از چیزی و خواه کیفی
باشد مثل عیب گذاردن بر چیزی، مراد از آن در آیه ظاهرا معنای دوم است.
توعدون: وعد در خیر و شر به کار میرود، وعید در شر، فعل آن «اوعد