تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٤٩ - شرحها
کلمهها
تبد: بدو: آشکار شدن «ان تبدلکم» اگر آشکار شود برای شما.
تسؤکم: سوء (بضم سین) بد، بفتح آن، بدی «تسؤکم» ناراحت میکند شما را.
بحیره:
شتری که گوش آن را شکافته و رها میکردند و به آن سوار نمیشدند و گوشتش
را حرام میدانستند و آن در صورتی بود که پنج بچه بزاید و پنجمی نر باشد
بحر به معنی شکافتن است «بحر اذن الناقة:
شقها شقا واسعا» ناقة بحیرة.
سائبة: سیب: ترک کردن و جریان، سائبه شتری است که مشرکان نذر میکردند در صورت آمدن مریض یا شفای بیمار آن را به سر خود رها کنند.
وصیلة:
وصل چسباندن و لاحق کردن. گوسفندی که دو بچه نر و ماده توأم میزائید آن
را وصیله میگفتند. در میان مشرکان رسم بود اگر گوسفند بچه ماده میزائید
برای مشرکان بود و اگر نر میزائید برای خدایان ذبح میکردند و اگر دو بچه
نر و ماده میزائید میگفتند ماده ببرادرش وصل است، آن را برای خدا ذبح
نمیکردند.
حام: شتر نری که از نطفه آن ده شتر بوجود آمده بود آن را حام
میگفتند که یعنی پشت خود را نگهداری و قرق کرده است به چنان شتری سوار
نمیشدند و چیزی بار نمیکردند و از آب و علف منعش نمینمودند.
یفترون: افتراء: جعل دروغ. فری در اصل به معنی قطع است (قاموس قرآن)
شرحها
در این آیات چهار مطلب هست اول: مسلمانان مأمور شدهاند درباره احکام