تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٣ - شرحها
ناخوش آیند است، به جسد سوأة گفته شده زیرا آشکار شدنش بر قاتل ناپسند بود.
اجل: جهت و علّت. در اصل به معنی جنایت است.
شرحها
در این آیات داستانی نقل شده که برادری برادرش را از روی حسد و بدخواهی
کشت و بعد پشیمان شد ولی پشیمانی سودی نبخشید، سپس گفته شده که کشتن یک نفر
مانند کشتن همه مردم و زنده کردن یک نفر همچون زنده کردن همه مردمان است و
در آغاز دستور داده که این داستان بر یهود خوانده شود تا بدانند که حسد
انسان را به چه راهی میکشد، شاید از انکار قرآن که از روی حسد بود، دست
بردارند.
اجمال قضیه آن است که: دو برادر پاکدامن و غیر پاکدامن در راه
خدا قربانی میکنند، قربانی برادر پاکدامن پذیرفته میشود، برادر دیگر بدون
آنکه علّت آن را جویا شود برادرش را از روی بدخواهی تهدید به قتل میکند،
برادر پاکدامن در جواب میگوید تو متقی نبودی لذا قربانیت قبول نشد، تقصیر
من چیست و اضافه میکند: من به فکر قتل تو نیستم و اگر بنا باشد که تو قاتل
باشی یا من، خوش دارم که تو قاتل باشی، گناه من نیز بگردن تو باشد.
بالاخره
او برادرش را میکشد و در دفن او عاجز میماند و از دیدن زاغی که زمین را
میکاود به فکر دفن جسد برادر میافتد و از کارش نادم میشود.
کوتاه سخن
آنکه حسد کار خود را میکند و برادری را با دست برادرش بخاک میبرد یهود و
نصاری نیز به حکم بَغْیاً بَیْنَهُمْ در مقابل اسلام و قرآن از روی
بدخواهی موضع گیری کردند و نگذاشتند نهضت اسلامی به راه خود ادامه