تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٠ - شرحها
مَنْ یُصْرَفْ عَنْهُ هر که عذاب از او برگردانده شود.
یمسسک: مس: دست زدن، رسیدن، رساندن و یافتن. یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ برساند بتو خدا ضرری.
القاهر: قهر: غلبه و ذلیل کردن «قهره قهرا: غلبه» قاهر: غالب.
اوحی: وحی در اصل به معنی اشاره سریع و تفهیم خفی است «اوحی الی» وحی شد بمن:
شرحها
در این آیات بر توحید و معاد از راههای به خصوصی استدلال شده و ناتوانی انسان در برابر نظامات متقن جهان بیان گردیده است.
١٢- قُلْ لِمَنْ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلْ لِلَّهِ.
در برابر این سؤال هیچ کس نمیتواند بگوید: مال من و آفریده من است.
زیرا
خالق و آفریننده خدا است، مالکیت انسانها اعتباری است، انسان از آن روز که
به روی زمین قدم گذاشته وسائل زندگی را آماده دیده است لذا در جواب
فرموده، قُلْ لِلَّهِ.
کَتَبَ عَلی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ
لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ لا رَیْبَ فِیهِ خدا رحمت را بر
خود حتمی کرده و خود را رحمن و رحیم نامیده است، مقتضای رحمت آنست که حاجت
هر محتاج را رفع کند و سعادت را برای انسانها فراهم آورد، این مقتضا در
صورتی تمام است که آخرتی باشد و سعادت ابدی نصیب انسانها گردد لذا فرموده:
لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ یعنی مقتضای وجوب رحمت، بودن
آخرت است و گرنه کتابت و حتمی بودن درست نمیشود چون در این زندگی، رحمت
بطور کامل جای خود را نمیگیرد.