تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٨٨ - کلمهها
کلمهها
ملاء: راجع به ملاء در ذیل آیه ١٠٣ توضیح داده شد مراد از آن در آیه بزرگان است.
تذر: و ذر: ترک کردن أَ تَذَرُ مُوسی: آیا ترک میکنی موسی را، ایضا «یذرک».
نستحیی: استحیاء: طلب زنده ماندن «نستحیی»: زنده میگذاریم.
نسائهم: نساء: زنان و دختران (قاموس قرآن) مراد از آن معنای دوم است.
قاهرون: قهر: غلبه و ذلیل کردن. قاهر: غالب، بالا دست.
یورثها: ایراث: ارث گذاشتن «یورثها»: ارث میگذارد، میدهد آن را.
سنین:
لفظ سنة اکثرا به معنی سال قحطی است، چنان که «عام» به معنی سال فراوانی و
راحت میباشد مراد از سنین در آیه سالهای سخت و قحطی است.
یطیروا: طیر: پریدن، و پرندگان. تطیّر: فال بدزدن «یطیروا»: فال بد میزنند. مراد از طائر در آیه عمل بد است (قاموس قرآن).
الطوفان:
طوف: دور زدن. طوفان: هر حادثهای که انسانها را احاطه میکند ولی در سیل
فرا گیرنده متعارف است به معنی شدت تاریکی، مرگ عمومی، قتل عام نیز آید.
الجراد: جراد: ملخ.
القمل: قمله: شپشه که در گندم تولید میشود با شپشی که در بدن شتر