تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٤٠ - شرحها
یکی است.
سلطان: دلیل و حجت. که بر شخص تسلط آورد.
دابر: دبر (بر وزن عنق) عقب، مقابل جلو. دابر: آخر و ریشه و دنباله.
«قطع اللَّه دابره»: خدا ریشه او را کند دابِرُ الْقَوْمِ به معنی آخر القوم است.
شرحها
دومین منادی توحید در این آیات هود علیه السّلام است که بر قوم عاد
مبعوث گردید اما با او همچون نوح معامله کردند و طبق سنت الهی با باد
سوزانی که هفت شب و هشت روز بر دیار آنها و زید و منجمدشان کرد از بین
رفتند ولی بوقت نزول عذاب هود و یارانش از عذاب نجات یافتند، اینک مجملی از
شرح حال او:
٦٥- وَ إِلی عادٍ أَخاهُمْ هُوداً قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ أَ فَلا تَتَّقُونَ.
این
همان دعوت است که در آیه پنجاه و نهم از نوح نقل گردید اعْبُدُوا اللَّهَ
یعنی برای خدا یگانه شوید و فقط او را بپرستید و مطاع بدانید و تنها از او
فرمان برید نه فقط بر او نماز خوانید «اخاهم» حاکی است که خودش از آن قوم
بوده است أَ فَلا تَتَّقُونَ ظاهرا مربوط به عذاب است یعنی: آیا از عذاب
الهی پرهیز نمیکنید؟! إِلی عادٍ ... تقدیرش «و ارسلنا الی عاد» میباشد
[١] بقیه مطلب
[١] در المیزان از کشاف نقل شده: قالَ یا قَوْمِ جواب سؤال مقدر است، گویی بعد از وَ إِلی عادٍ أَخاهُمْ هُوداً کسی میپرسد: بعد از فرستادن چه شد؟ در جواب آمده:
قالَ یا قَوْمِ لذا «فقال» نیامده است ولی در آیه ٥٩ که این طور نیست «فقال» آمده است.