تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤١٢ - کلمهها
٥١- (آنها) کسانی هستند که دین خود را سرگرمی و بازیچه گرفتهاند و زندگی دنیا مغرورشان کرده، امروز آنها را فراموش میکنیم چنان که دیدار امروز را فراموش کردند و چنان که آیات ما را دانسته انکار میکردند.
کلمهها
نزعنا: نزع: کندن و بیرون آوردن «نزعنا» کندیم.
غل: (بکسر غین) عداوت و کینه.
اورثتموها: یعنی: ارث داده شدید آن را از ماده «ورث».
مؤذن: اذن (بکسر اول) و اذان: اعلام. «مؤذن»: اعلام کننده. «اذن مؤذن»: اعلام کرد اعلام کنندهای.
یصدون: صد: مانع شدن و اعراض «یصدون»: مانع میشوند. یا اعراض میکنند.
عوجا:
عوج (بر وزن شرف) کج شدن هر چیز نصب شده، مثل نیزه، دیوار. و بر وزن عنب
به معنی انحراف در دین است و در این صورت اسم مصدر میباشد یَبْغُونَها
عِوَجاً یعنی «یسلکونها منحرفا» حجاب: حجب و حجاب: پنهان کردن و مانع شدن
از دخول. حجاب به معنی پرده و مانع نیز آید. مراد از آیه همین است.
اعراف:
عرف (بر وزن قفل): یال اسب، کاکل خروس و قسمتهای بالای کوه و تپه. مراد از
آن قسمتهای بالای حجاب است وَ بَیْنَهُما حِجابٌ وَ عَلَی الْأَعْرافِ
رِجالٌ یعنی میان اهل بهشت و آتش حائلی است و در بلندیهای آن حائل مردانی
هست.
سیماهم: سیما: علامت و هیئت.
تلقاء: تلقاء: طرف و جهت. ظرف مکان نیز آید «جلس تلقاء فلان»