تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٦٠ - کلمهها
کلمهها
اجبتم: اجابت شدید. (از شما قبول کردند.
علام الغیوب: علام: بسیار دانا. غیب: نهان. غیوب: نهانها.
ایدتک: اید: نیرو قوه. تأیید: نیرومند کردن «ایدتک» نیرومند کردم تو را.
روح القدس: روح پاک. منظور از آن باحتمال قوی جبرئیل است.
المهد و کهلا: مهد: گهواره. کهل: میانسال.
هیئة: شکل.
تنفخ: نفخ: دمیدن.
تبریء: بریء: کنار شدن و خلاص شدن. ابراء کنار کردن مقصود از آن در اینجا شفا دادن است.
الاکمه: کمه: کوری و معیوب شدن چشم. اکمه: کور مادرزاد.
ابرص: پیس. برص. پیسی.
کففت: کف: بازداشتن «کففت» بازداشتم.
سحر: جادو. (بقره/ ١٠٢).
حواریین:
حور: سفیدی. یار مخصوص را حواری گویند، گویی قلبش در یاری کردن پاک و مثل
جامه سفید است، جمع آن حواریون است در قرآن فقط در یاران حضرت عیسی به کار
رفته و پنج بار آمده است.
مائده: طعام آسمانی. خوانی که در آن طعام باشد. اصل آن از «مید» به معنی حرکت است.