تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٢ - شرحها
٧١- گمان کردند که فتنهای نباشد کور و کر شدند سپس خدا به آنها برگشت و بعد بسیاری از آنها کور و کر شدند، خدا به اعمالی که میکنند بیناست.
کلمهها
تقیموا: اقامه: بر پا داشتن حَتَّی تُقِیمُوا تا بر پا دارید منظور عمل کردن است.
تأس: اسی: محزون شدن. «فلا تأس» یعنی محزون مباش.
صابئون: مفردش صابی. اقلیت به خصوصی هستند، رجوع شود به بقره/ ٦٢ میثاق: پیمان محکم. از وثاقه به معنی ثابت و محکم شدن.
تهوی: هوی: میل نفس. آن در اصل به معنی سقوط و پائین آمدن است «لا تهوی» یعنی میل نمیکند.
حسبوا: حسبان به معنی ظن و گمان است «حسبوا» گمان کردند.
فتنة: امتحان. بلیّه. گرفتاری.
عموا: عمی: کوری «عموا» کور شدند منظور از کوری عدم بصیرت است.
صموا: صمم: کری. «صموا» کر شدند، مراد: ناشنوایی گوش دل است.
شرحها
در این آیات که در ردیف آیات گذشته هستند [١] یهود و نصارای صحیح العمل معرفی شدهاند و بعد روشن گشته که هر که از اهل ادیان به توحید و معاد ایمان آورد و عمل شایسته انجام دهد پیش خدا مأجور خواهد بود، همه ادیان درباره این سه موضوع آمدهاند: توحید، معاد و عمل مثبت. ولی یهود با آنکه
[١] به استثناء آیه بلغ ما انزل الیک من ربک.