قاعده لاضرر، ترجمه القواعد الفقهية - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧ - اشكالات وارد بر توجيه احتمال اوّل
مىباشد، و شكى نيست كه فاعل اين جمله سمرة بن جندب است؛ بنابراين، روايت شاهد روشنى است بر اينكه فاعل در «لا ضرر ولاضرار» نيز مكلّفين هستند.
٢. اينكه معناى كلمه «ضرار» به معناى ضرر عمدى ناشى از نيّتهاى فاسد است- همانگونه ما اين معنا را براى «ضرار» تقويت كرديم- با اينكه فاعل ضرر، شارع مقدّس باشد مناسبت ندارد، زيرا احتمال اينكه شارع با اين نيّت به مكلّفين ضرر وارد كند، به طور مطلق منتفى است، و نياز به بيان كردن ندارد. بلكه آنچه نياز به بيان دارد، همان نفى ضرر زدن به يكديگر از جانب مكلّفين است.
٣. پيامبر صلى الله عليه و آله در ذيل روايت «منع زيادى آب» كه عقبة بن خالد، روايت كرده بود، فرمودند: «انه لا يمنع فضل ماء ليمنع فضل كلاء و لا ضرر و لا ضرار»؛ بنابر اين نظر كه عبارت «لا ضرر و لا ضرار» در ذيل اين روايت وارد شده باشد- همانگونه كه اين نظر را تقويت كرديم- نشان مىدهد كه «لا ضرر و لا ضرار» به منزله تعليل است براى نهى از منع زيادى آب؛ گويا حضرت فرمودهاند صاحب چاه مانع زيادى آب نشود چرا كه در اين منع، بر كسى كه آب را بر او منع كردهايد ضرر وارد مىشود؛ و ضرر زدن به يكديگر در شريعت نفى شده است. ظاهر اين روايت نيز نشان مىدهد فاعل ضرر، مكلّفين هستند نه شارع.