قاعده لاضرر، ترجمه القواعد الفقهية - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٩ - موارد استعمال ماده «ضرار» در قرآن
محقّق نايينى قدس سره در پايان كلامش اين معنا را پسنديده [١]؛ هر چند در ابتداى كلام، ضرر و ضرار را به يك معنا دانسته است. به نظر ما همين معناى اخير به ثواب نزديكتر است، و از تتبع موارد استعمال آن در قرآن و روايات، همين معنا استفاده مىشود.
موارد استعمال ماده «ضرار» در قرآن
١. آيه ٢٣١، سوره بقره، مىفرمايد: «وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَاراً لِتَعْتَدُوا ...»؛ كلمه «تعتدوا» از قوى ترين شواهدى است كه دلالت مىكند بر اينكه ضرار در اينجا به معناى تعمد در ضرر زدن به قصد تجاوز است. و در روايت بيستم از روايات گذشته، آنچه مؤيّد اين معنا است گذشت.
٢. در آيه ٢٣٣، سوره بقره، مىفرمايد: «... لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَ لَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ ...»؛ در معناى آيه شريفه گفتيم كه تفسير معروف آن اين است كه خداوند از ضرر زدن مادر به فرزندش به اينكه به خاطر دشمنى با پدر بچه، از شير دادن به بچه امتناع كند نهى كرده؛ و همچنين از ضرر زدن پدر به فرزندش- به اينكه به
[١]. رسالة فى قاعدة نفى الضرر (خوانسارى)، ص ١٩٩: «... وأمّا إن كان عن قصد إلى ورودالضّرر و تعمّد عليه فهو الضّرار و ...».