ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٠ - مقصود
بيان آيه ٢٧
لغت
قربان: نزديك شدن برحمت حق بوسيله كارهاى نيكو. اين كلمه از «قرب» است مثل «فرقان» از «فرق» و شكر ان از شكر و كفران از كفر. قرابين ملك، يعنى همنشينان نزديك او.
اعراب
(إِذْ قَرَّبا): متعلق است به «نبا» يعنى «خبرا بنى آدم و ما جرى منهما حين قربا». كلمة «قربا» نيز يعنى «قرب كل واحد منهما» فعل را مثنّى و «قربان» را مفرد آورده، زيرا دلالت دارد بر اينكه هر يك از آنها قربانى تقديم داشتند. برخى گفتهاند: قربان، اسم جنس است و صلاحيت دارد كه بر يكى و بيشتر از يكى اطلاق شود. علاوه بر اينكه اين كلمه مصدر است.
مقصود
(وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِ): خطاب به پيامبر گرامى اسلام است كه سرگذشت دو پسر آدم را به حق و راستى براى مردم بازگو كند. به اجماع همه مفسران- بجز حسن- آنان فرزندان صلبى آدم بودند. لكن حسن گويد: آنها دو تن از بنى اسرائيل بودهاند.
(إِذْ قَرَّبا قُرْباناً): هنگامى كه كارى انجام دادند كه بوسيله آن بدرگاه خداوند متعال، تقرب پيدا كنند.
(فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ): قبول طاعت، عبارت است از ايجاب ثواب، در برابر آن. گويند: علامت قبول طاعت، آتشى بود كه ظاهر شده، پذيرفته را فرا مىگرفت و مردود را رها مىكرد. مجاهد گويد: آتشى بود كه مردود را مىسوزانيد