ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٨ - دلالت آيه
مگر آنان كه مظلوم شده باشند، بنا بر اين عيبى ندارد كه از ظالم انتقام بگيرند به آنچه دين تجويز مىكند. اين معنى از حسن و سدى است و از امام باقر (ع) نيز روايت شده است و نظير آن(وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا) است (سوره شعراء ٢٢٧ يعنى بعد از اينكه به آنها ظلم شد، انتقام گرفتند) حسن گويد: هر گاه به كسى گفته شود:
زانى، نبايد گوينده را با اين كلمه يا كلماتى نظير آن، پاسخ گويد.
٢- يعنى خداوند دوست ندارد كه انسان آشكارا مردم را در مقابل كسى بسيج كند، مگر اينكه مظلوم واقع شده باشد كه در اين صورت خداوند كراهتى ندارد.
اين معنى از ابن عباس است و نزديك به آن قول قتاده است: «پسنديده نيست بلند كردن صدا به آنچه غير را ناپسند آيد، مگر مظلوم كه مىتواند در برابر ظالم، صدا را بلند كند و از خدا و مردم كمك بخواهد».
٣- خداوند دوست ندارد كه: «كسى ديگرى را مذمت كند يا از دست او شكايت كند يا او را بزشتى ياد كند، مگر اينكه مظلوم شده باشد، بنا بر اين جايز است كه از دست ظالم شكايت كند و كار او را ظاهر سازد و بزشتى رفتار او را ياد كند، تا مردم از او بپرهيزند.
(وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً عَلِيماً): خداوند سخنان زشت را مىشنود و راستگو و دروغگو را مىشناسد و هر يك را بعملش پاداش يا كيفر مىدهد.
دلالت آيه
اين آيه، دليل است بر اينكه: هر گاه كسى پرده خود را بدرد و گناه خود را آشكار سازد، آشكار كردن و اظهار آنچه در اوست، جايز است، در حديث است كه:
«در باره فاسق چيزهايى كه باعث معرفى او در ميان مردم شود، بگوييد و فاسق را غيبت نيست» همچنين اين آيه، مردم را به اخلاق پسنديده، ترغيب و از كشف عيبهاى مردم، نهى مىكند و خبر مىدهد كه ذات بيهمتاى خداوند از اراده زشتىها منزه است، زيرا دوستى چيزى بمعناى اراده آن چيز است و چون خداوند، بحكم اين آيه، زشتى را دوست ندارد، اراده آن را هم ندارد.