ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٥ - در معناى ضلال
ترا گمراه كنند.
در معناى ضلال
در اينباره اقوالى است:
١- ابن عباس و حسن و جبايى گويند: مقصود كسانى است كه به نفع بنى ابيرق شهادت دادهاند، بنا بر اين مقصود اين است كه ايشان مىخواستند با شهادت خود براى خيانتكاران ترا از حق دور سازند و خداوند ترا از اسرار ايشان واقف ساخت.
٢- نيز ابن عباس گويد: منظور جمعيت ثقيف است كه از پيامبر امرى ناروا درخواست مىكردند:
٣- ابو مسلم گويد: منظور منافقانى است كه مىخواستند پيامبر را از ميان ببرند و مقصود از اضلال، قتل است مثل:(أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ ...) (سوره سجده ١٠ يعنى آيا هنگامى كه در زمين تباه گشتيم؟) پس مقصود اين است كه: اگر خداوند ترا حفظ و حراست نمىكرد، گروهى از منافقان مىخواستند ترا به قتل رسانند و تصميمى داشتند كه به آن دست نيافتند.
(وَ ما يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ): آنها خودشان را از حق دور مىسازند و بقولى خودشان را هلاك مىسازند، يعنى و بال كردارشان، بر خودشان هست و هلاكت و خوارى دامنگير خودشان مىشود و سزاوار عذاب هميشگى خواهند شد.
(وَ ما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ): با نيرنگ و مكر خود ضررى بتو نمىرسانند، زيرا خداوند حافظ و پشتيبان تست.
(وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ): و بر تو كتاب و سنت نازل فرمود. اتصال اين جمله به سابق به اين معنى است كه: آنها چگونه مىتوانند ترا گمراه كنند، حال آنكه خدا بر تو كتاب نازل كرده و احكام را بتو وحى فرستاده است؟
(وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ): و بتو قوانينى كه نمىدانستهاى و پيامبران پيشينى كه نمىشناختهاى و علوم ديگر آموخته است.
(وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً): گفته شده است: يعنى فضل خداوند نسبت به تو از