ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣١ - مقصود
و ... بر اين عقيدهاند برخى بر آنند كه(فَبِما نَقْضِهِمْ) به(فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ) (آيه ١٥٣) بستگى دارد. يعنى: آنان را صاعقه، فرا گرفت بخاطر ظلمشان و بخاطر پيمان شكنى هايشان و ... بنا بر اين آيه، تابع و دنباله آن آيه است.
طبرى گويد: اين آيه، ارتباطى بآيات قبل ندارد و منظور اين است كه: بواسطه اين كارهاى قبيح آنها را لعن و غضب كرديم. علت اينكه: كلمه «لعن و غضب» صريحا در كلام نيامده، اين است كه: از جمله:(بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ) مىتوان آنها را حدس زد و فهميد! زيرا كسى كه بر دلش مهر خورده، بطور قطع، ملعون و مغضوب است. دليل ما بر اين مطلب اين است كه: بلاى صاعقه، در عهد موسى بر يهود نازل گرديده بود و پيامبركشى آنان و افتراى شرم آورى كه بمريم عذرا بستند و ادعاى قتل حضرت عيسى، مدتها بعد از عهد موسى بود و شكى نيست كه نازل شدن صاعقه بر آنان نه به خاطر گناهى بود كه بعدا ديگران مرتكب شدند.
پس دانستيم كه كسانى كه اين ادعا را مىكردند و اين ياوهها را مىبافتند، غير از كسانى بودند كه دچار صاعقه شدند.
ايراد طبرى متوجه كسانى است كه آيه را مربوط به دنباله آيات پيش مىدانند لكن بر مثل زجاج وارد نيست. بلكه قول او قويتر است زيرا مستلزم تقدير محذوفى نيست.
(وَ بِكُفْرِهِمْ): يكى ديگر از اعمال قبيح آنان، انكار رسالت عيسى ع بود.
(وَ قَوْلِهِمْ عَلى مَرْيَمَ بُهْتاناً عَظِيماً): عظيمترين و شنيعترين دروغى كه به حضرت مريم نسبت دادند و او را متهم بزنا كردند، يكى ديگر از گناهان آنهاست. چنان كه ابن عباس و سدى گويند.
كلبى گويد: عيسى از قومى مىگذشت. گفتند: اينك ساحرى پسر زنى ساحره و زناكارى پسر زن زناكار، پيش شما مىآيد. عيسى سخن آنان را شنيده، گفت: خدايا تويى پروردگار من، تو آفريدگار منى. من خودم بميل خود پيش آنها نيامدهام. خدايا