ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٧ - معانى ديگر
يعنى بنو عامر گفتند: بنى اسد را دريابيد، چقدر جهالت به اقوام ضرر مىزند! (ضرارا. حال است براى «الجهل» كه در حكم مضاف اليه است) خليلا: مفعول دوم براى «اتخذ»
مقصود
اكنون خداوند در صدد معرفى كسانى است كه سزاوار آن وعدهاى هستند كه در آيه پيش بيان كرد.
(وَ مَنْ أَحْسَنُ دِيناً): اين جمله، استفهام است، لكن معناى آن تقرير و تثبيت مطلبى است كه ظاهراً از آن سؤال بعمل آمده است.
(مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ): هيچكس نيست كه از كسى كه در برابر خداوند سر تسليم فرود آورده، مطيع و فرمانبردار است، اعتقاد و ايمانش نيكوتر باشد. مقصود از كلمه «وجه» در اينجا ذات است مثل:(كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ) (سوره قصص ٨٨ يعنى هر چيزى تباه است مگر ذات خداوند) و خلاصه معناى آيه اين است كه: در برابر خداوند از اطاعت، منقاد است و در برابر پيامبر از راه تصديق.
معانى ديگر
١- گفته شده است كه:(أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ) يعنى خداوند را بعبادت قصد كرده و مورد توجه قرار داده است. چنان كه ابراهيم فرمود:(وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ) (سوره انعام ٧٩ يعنى رويم را بسوى خدايى متوجه كردهام كه آفريد آسمانها و زمين را) ٢- برخى هم گفتهاند: يعنى اعمال خود را براى خدا خالص گردانيد و اعمال را مخلصانه بجاى آورد.
(وَ هُوَ مُحْسِنٌ): حال آنكه او نيكو كار است، يعنى كارهاى نيكى انجام مىدهد كه خداوند به آن امر كرده است. برخى گفتهاند: يعنى در گفتارها و كردارها نيكوست.
برخى گفتهاند: محسن يعنى يكتا پرست. روايت شده است كه از پيامبر گرامى اسلام، در باره «احسان» سؤال شد، فرمود: احسان اين است كه خدا را آن چنان پرستش كنى