ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩١ - دلالت آيه
و بدرستى و حق شهادت دهيد و بخاطر ثروت ثروتمندى يا تهيدستى فقيرى از آن انحراف مجوييد، زيرا خداوند متعال در اقامه شهادت ميان آنها مساوات بر قرار كرده و هيچيك را بر ديگرى ترجيح نداده است.
دلالت آيه
اين آيه دلالت مىكند كه شهادت پدر براى فرزند و شهادت فرزند براى پدر، خواه به سود باشد خواه بزيان، جايز است، همچنين شهادت اقرباى ديگر نسبت به يكديگر مانعى ندارد.
عقيده ابن عباس هم همين است، زيرا مىگويد: خداوند مؤمنان را امر كرده است كه حق بگويند، اگر چه بزيان خودشان يا پدران و مادرانشان يا فرزندانشان باشد و از ثروتمندى بخاطر ثروتش و از مستمندى بخاطر درماندگيش جانبدارى نكنند ابن شهاب زهرى گويد: مسلمانان پيشين، بر اين سيره بودند تا اينكه دورههاى بعد فرا رسيدند و از مردم امورى ظاهر گرديد كه زمامداران را به اتهام آنها وا داشت و شهادت اشخاص مورد اتهام، ترك شد.
اما شهادت انسان بزيان خودش، منظور اقرار براى خصم است. پس اقرار براى خصم.
شهادت بزيان خويش مىباشد و مورد قبول است لكن شهادت بسود خويش قبول نمىشود.
(إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيراً): اگر اشخاصى كه به سود آنها يا بزيان آنها شهادت داده مىشود، ثروتمند يا تهيدست باشند، نبايد در راه سخن حق و شهادت براستى مانعيت ايجاد شود.
فايده اين سخن اين است كه: شاهد گاهى بخاطر ثروت كسى كه شهادت بزيان او است و گاهى بخاطر مستمندى كسى كه شهادت به زيان اوست، از راه ترس يا دلسوزى و محبت، از اداى شهادت خود دارى مىكند و از اين راه بفقير ترحم يا به حشمت ثروتمند احترام مىكند، از اينرو خداوند متعال فرمود:(فَاللَّهُ أَوْلى بِهِما) يعنى خداوند به حال غنى و فقير، ناظرتر و اولى است. بنا بر اين از اداى شهادت بزيان فقير، بخاطر ترحم و دلسوزى و از دادن شهادت به نفع ثروتمند، به خاطر اينكه از مال مورد شهادت بى نياز است خود دارى نكنيد، زيرا خداوند متعال شما را به اين كار امر كرده است و