ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩ - شان نزول
بيان آيه ١٠٠
لغت
مهاجرت: جدايى، اصل آن هجر ضد وصل است.
مراغم: سر گردان در روى زمين و سر گردان در مذهب، اصل آن از «رغام» بمعناى خاك است. «رغم انف» يعنى ماليدن بينى به خاك. برخى گفتهاند: مراغم يعنى دشمنى كه مىكوشد طرف مخالف خود را خوار گرداند و رغام بمعناى خوارى و سختى است. چنان كه در حديث است:
«اذا صلى احدكم فليلزم جبينه و انفه الارض حتى يخرج منه الرغم»
هر گاه نماز مىخوانيد پيشانى و بينى را بخاك بماليد تا در برابر خدا اظهار خوارى و خضوع كرده باشيد. و مراغم به معناى موضع و مصدر آن مراغمه است. شاعر گويد:
|
الى بلد غير دانى المحل |
بعيد المراغم و المضطرب |
|
يعنى به جايى كه محل و موضوع و گردشگاه آن دور است.
شان نزول
ابو حمزة ثمالى و قتاده و سعيد بن جبير گويند: پس از نزول آيات هجرت، مردى مسلمان بنام جندع يا جندب بن ضمره كه در مكه بود، آيات را شنيد. گفت: به خدا من ضعيف نيستم، من قوتى براى مهاجرت دارم و راه را مىشناسم و معذور نيستم و در حالى كه به سختى بيمار بود به فرزندانش گفت: من بايد از مكه خارج شود، زيرا مىترسم در اينجا بميرم او را بر تختى نهادند و از مكه خارج كردند. هنگامى كه به تنعيم رسيد، جان سپرد، از اينرو آيه شريفه نازل گرديد.
عكرمه گويد: گروهى از مكه بقصد مهاجرت خارج شدند، مشركين به آنها پيوستند و آنان را در امر دين وسوسه كردند و بفتنه افكندند و ايشان تسليم شدند.