ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٠ - اعراب
بيان آيه ١٧١
لغت
غلو: تجاوز از حدّ. «غلا بالجارية لحمها و عظمها» يعنى: كنيز بدوران بلوغ و جوانى و رشد اندام، زود نائل گرديد. شاعر گويد:
|
خمصانة قلق موشحها |
رود الشباب غلا بها عظم |
|
يعنى: كمرش باريك، لباسش پر نقش و نگار و در آغاز طراوت و نشاط است كه استخوانهايش به سر حد رشد رسيدهاند.
مسيح: ممسوح، شسته، عيسى را مسيح گفتهاند، زيرا خداوند او را از گناهان و آلودگيهايى كه در انسانهاست پاك ساخته. برخى گفتهاند: اين كلمه سريانى و اصل آن «مشيحا» است كه در زبان عبرى مثل نامهاى انبياى ديگر تغيير يافته است.
البته «دجال» را هم مسيح ناميدهاند، زيرا از چشم راست يا چشم چپش بطور كلى اثرى نيست، پس عيسى از گناهان زدوده شده و او از يك چشم، چنان كه از پيامبر گرامى اسلام روايت شده است. خاقانى گويد:
|
نه عيسى داشت از ياران كمينه سوزنى در بر |
نه سوزن شبه دجال است يك چشم سپاهانى |
|
اعراب
ثلاثة: خبر است براى مبتداى محذوف، يعنى: «هم ثلاثة» بطور كلى هر جا بعد از ماده «قول» اسم مرفوعى باشد كه رافعى ندارد. بايد آن را خبر براى مبتدا دانست.
خيرا: علت نصب آن را در آيه قبل، بيان كرديم.
(أَنْ يَكُونَ): در محل نصب است، زيرا در اصل «من ان يكون» بوده و حرف جر