ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٩ - معانى ديگر
و محمد ص نيز شده است كه اولى را «كليم اللَّه» و دومى را «روح اللَّه» و آخرين را «حبيب اللَّه» لقب داده است.
ابو على جبايى گويد: ابراهيم (ع) را خليل گفتهاند، زيرا خداوند او را به صفاتى از قبيل انزال وحى و ديگر چيزها، مخصوص گردانيده، كه ديگران را از آنها بهرهاى نيست. علت اينكه تنها ابراهيم را خداوند اين افتخار و امتياز بخشيد با اينكه همه پيامبران در زمان خود خليل خداوند بودهاند، اين است كه آنها فقط داراى صفت نبوت بودهاند ولى ابراهيم داراى دو جهت بود، يكى نبوت يا انزال وحى و ديگرى ساير امور. از پيامبر گرامى اسلام روايت شده است كه فرمود:
«خداوند صاحب شما را خليل خود گردانيد» و منظور از «صاحب شما» وجود گرامى خودش بود.
وى گويد: همه امورى كه ابراهيم بعنوان عبادت، انجام داده بود، پيامبر گرامى اسلام نيز انجام داد و چيزهايى هم بيفزود كه ابراهيم انجام نداده بود.
وجه ديگرى كه در باره خليل بودن ابراهيم، گفتهاند، اين است كه. در تفسير روايت شده كه ابراهيم از مهمانها پذيرايى مىكرد و مستمندان را اطعام مىكرد، تا اينكه مردم گرفتار قحطى شدند. ابراهيم را دوستى در مصر بود. وى باميد آنكه از او كمكى بگيرد، رهسپار مصر گرديد ولى از او چيزى دريافت نكرد. در موقع مراجعت، از بيابانى شنزار، عبور كرد. براى اينكه خانوادهاش از اينكه دست خالى بر گشته است ناراحت نشوند، كيسه را پر از رمل كرد و به خانه آمد و چون خجالت مىكشيد، در گوشهاى بخفت و خوابش برد. آنها كيسه را گشودند و مقدارى آرد از آن خارج كرده، خمير كردند و نانى تهيه نمودند و براى او نيز آوردند. پرسيد:
اين نان را از كجا تهيه كردهايد؟ گفتند: از آن آردى كه دوست مصرى بتو داده بود.
ابراهيم گفت: او دوست من هست، ليكن مصرى نيست! از اينرو خداوند او را خليل ناميد. اين مطلب را على بن ابراهيم در تفسير خود با چند واسطه، از امام صادق (ع) نقل كرده است.